تبليغاتX


♥ ☼ ☺شبکه اجتماعی گیلـه وا☺ ☼ ♥



♥ ☼ ☺شبکه اجتماعی گیلـه وا☺ ☼ ♥

جوزف نای معتقد است کشورهای بزرگ با بهره‌گیری از منابع انسانی و فناوری خاص و با حمله سایبری به اهداف کشورهای دیگر، که شامل اهداف نظامی و غیرنظامی است، می‌توانند شکست عظیم و ویرانی گسترده‌ای را به بار بیاورند.

 جوزف نای در مقاله‌ای به بررسی جنگ سایبری پردخته است و می‌نویسد: تهدیدات سایبری علیه کشورهای مختلف جهان آنقدر جدی است که دیگر وقت آن رسیده است که کشورهای جهان دور میز مذاکره بنشینند و چاره‌ای برای جنگ در فضای مجازی بیندیشند.

* جنگ بدون خونریزی

کشورهای مختلف جهان در ایجاد "جنگ بدون خونریزی" توانایی بسیار بالایی از خود نشان می‌دهند، اما بازیگران اصلی این نبردهای فاجعه‌بار عناصر غیردولتی هستند. 

* خطر حمله مجازی آمریکا را تهدید می‌کند

دو سال پیش کد رایانه‌ای حامل ویروسی به سیستم برنامه هسته‌ای ایران راه یافت و شمار زیادی از دستگاه‌های سانتریفوژ را که در غنی‌سازی اورانیوم از آنها استفاده می‌شود، آلوده کرد. طبق نظر برخی از کارشناسان، چنین اقدام آشکارا خرابکارنه‌ای سرآغاز گونه‌ای جدید از نبرد بین ملت‌هاست، این در حالی است که "لئون پانتا"، وزیر دفاع آمریکا، هشدار داده است که خطر حمله "پرل هاربر مجازی" آمریکا را تهدید می‌کند، اما تا چه اندازه در مورد "جنگ سایبری" اطلاعات داریم؟

تهدیدات سایبری علیه کشورهای مختلف جهان آنقدر جدی است که دیگر وقت آن رسیده است که کشورهای جهان دور میز مذاکره بنشینند و چاره‌ای برای جنگ در فضای مجازی بیندیشند

* در فضای مجازی می‌توان با فشار یک کلید همه چیز را تغییر داد

تکان دادن کوه‌ها و دریاها کار آسانی نیست، اما در فضای مجازی با فشار یک کلید می‌توان همه چیز را تغییر داد. مسلما جابجایی ذرات الکترون‌ از این سوی به آن سوی دنیا آسانتر از آن است که بخواهیم کشتی‌ها را در فواصل طولانی جولان دهیم. هزینه ساخت چنین ماشین‌هایی – چندین و چند نیروی باربر ضربتی و ناوگان زیردریایی – سدی بزرگ برای ورود سرمایه ایجاد کرده است که قدرت نفوذ نیروی دریایی آمریکا را بیشتر می‌کند؛ در عین حال، هزینه‌ای که برای ورود به فضای مجازی پرداخت می‌شود آن قدر پائین است که حتی عناصر غیردولتی و کشورهای خیلی کوچک هم قادر به پرداخت آن هستند.

* قدرت‌های واقعی دست به دست می‌شود

جوزف نای می‌نویسد: در کتابی که، با عنوان "آینده قدرت"، به رشته تحریر درآورده‌ام، این گونه مطلب را بیان کرده‌ام که یکی از تغییرات مهم سیاسی این کشور گردش قدرت از دست دولت است. کشورهای بزرگی چون آمریکا، روسیه، انگلستان، فرانسه و چین نسبت به دیگر کشورها و عوامل غیردولتی از قابلیت بالاتری برای کنترل دریا، هوا و فضا برخوردارند، اما در فضای سایبری بحث تسلط و نفوذ چندان مطرح نیست. وابستگی به نظام‌های پیچیده مجازی برای جلب حمایت فعالان نظامی و اقتصادی باعث می‌شود که آسیب‌پذیری کشور‌های بزرگ در مقابل نفوذ عوامل غیردولتی شکل تازه‌ای به خود بگیرد.

* "جرم" گوی سبقت را از "حرم" ربوده است

چهار دهه پیش، وزارت دفاع آمریکا "اینترنت" را به وجود آورد. امروزه هم، با توجه به تمام شرایط به وجود آمده، این کشور کماکان در عرصه بهره‌گیری نظامی و اجتماعی از فضای مجازی مکان اول را به خود اختصاص داده است، با وجود این، وابستگی روزافزون به رایانه‌ها و ارتباطات شبکه‌ای، آمریکا را در مقایسه با دیگر کشور‌ها در مقابل بسیاری از حملات سایبری آسیب‌پذیر‌تر می‌کند و فضای  مجازی هم تبدیل می‌شود به پایگاه رواج ناامنی، چرا که در این برهه زمانی از توسعه فناوری ، "جرم" گوی سبقت را از "حرم" ربوده است.

* عبارت "نبرد سایبری" شامل اقدامات مختلفی است

از سوی دیگر، برخی کارشناسان تعریف محدود و خاصی از "جنگ سایبری" دارند: "جنگی بدون خونریزی" بین دولت‌ها که تنها شامل درگیری و نبرد الکترونیک در فضای مجازی است.  آنچه در این تعریف نادیده گرفته شده است، اهمیت ارتباط دوسویه‌ای است که بین لایه‌های طبیعی و مجازی فضای سایبری وجود دارد. همانطور که ویروس "استاکس‌نت" که برنامه هسته‌ای ایران را هدف قرار داده بود، نشان داد، حملات نرم‌افزاری می‌توانند تأثیرات کاملا عینی و مشهودی داشته باشند.

آنجایی که اینترنت در ابتدای کار به منظور ایجاد راحتی و نه امنیت روانه بازار شد، در حال حاضر، مهاجمان سایبری از مدافعان آن برترند

* تفاوت جنگ طبیعی با جنگ سایبری چیست؟

تعریف دقیق‌تری که می‌توان از "جنگ سایبری" ارائه کرد : عملیاتی خصمانه است که تأثیراتش یا با خشونت فیزیکی برابر است یا آن را تشدید می‌کند. در جهان واقعی دولت‌ها در به کارگیری گسترده از نیروها به سوی انحصار می‌روند، مدافع جنگ اطلاعات کامل و خاصی  از منطقه مورد مناقشه دارد و پایان حملات وقتی است که دیگر با فرسایش یا تمام شدن منابع روبرو شویم. هم منابع فوق و هم حمل و نقل آنها هزینه‌بر است. 

* در این جنگ، جناح عظیم‌تر قدرت خلع سلاح یا نابود کردن دشمن را ندارد

در مقابل، جنگاوران در جنگ سایبری از هر قشری می‌توانند باشند (برخی اوقات ناشناس هستند)،فواصل فیزیکی در آن مطرح نیست و برخی شیوه‌های حمله هم با هزینه‌ اندکی امکان‌پذیر است. از آنجایی که اینترنت در ابتدای کار به منظور ایجاد راحتی و نه امنیت روانه بازار شد، در حال حاضر، مهاجمان سایبری از مدافعان آن برترند. شاید تکامل فناوری که هدفش "بازسازی" برخی نظام‌ها برای ایجاد امنیت بیشتر است، در نهایت بتواند این مسئله را تغییر دهد، اما در حال حاضر، روال سابق جاری است. در این جنگ، جناح عظیم‌تر قدرت آن را ندارد که دشمن را خلع سلاح یا نابود کند، قلمرویی را فتح کند یا از راهبردهای نبرد متقابل به نحو مطلوبی استفاده کند.  


* پاسخ به نبرد سایبری از خود نبرد شدیدتر است

"شبیخون سایبری" مهم‌ترین مورد از بین این تهدیدات بالقوه است. کشورهای بزرگ با بهره‌گیری از منابع انسانی و فناوری خاص و با حمله سایبری به اهداف خود که شامل اهداف نظامی و غیرنظامی است، می‌توانند شکست عظیم و ویرانی گسترده‌ای را به بار بیاورند. پاسخ به نبرد سایبری، ایجاد ارعاب برای دشمن به وسیله تکذیب و گرفتاری است، در صورت شکست در ایجاد ارعاب باید به سرعت به فکر بازیابی فوری زیربنا و شبکه مورد نظر بود. شاید بتوان این گام‌ها را با استفاده از هنجارهای خاص و قانون جلوگیری از گسترش سلاح‌ها محکم برداشت، اما در حال حاضر جهان مرحله ابتدایی استفاده از این ابزار جدید را می‌گذراند.

* چهار گونه از تهدیدات سایبری

اگر  "هک کردن" توسط گروه‌های خاص فکری را بیشتر یک شبیخون فرض کنیم، چهار گونه دیگر از تهدیدات فضای مجازی هستند که هر یک افق زمانی متفاوتی دارند: جنگ سایبری و جاسوسی اقتصادی بیشتر به کشورها مربوط می‌شوند، جرائم سایبری و تروریسم سایبری هم بیشتر به عوامل غیردولتی مربوط می‌شود. در حال حاضر بیشترین هزینه‌ای که در آمریکا صرف جنگ سایبری می‌شود، مربوط به بخش جرم و جاسوسی است، اما در دهه‌های بعدی این جنگ تروریسم است که افزایش خواهد یافت و تهدید جدی‌تری خواهد بود. 

* عوامل غیردولتی در نبرد سایبری فعال‌ترند

جهان کم‌کم دارد گوشه‌هایی از وسعت جنگ سایبری را درک می‌کند: در سال 2008، درپی حملات تخریب سرویس (نوعی از حمله برای از کار انداختن سرویس روی سِرور مورد نظر) جنگی سخت در گرجستان درگرفت، مثال دیگر اقدام خرابکارانه‌ای بود که اخیرا در ایران رخ داد. در حالی که توانایی دولت‌ها برای ایجاد چنین جنگ‌هایی بیشتر است، این عوامل غیر دولتی هستند که بیشتر به سمت و سوی چنین نبردهایی کشیده می‌شوند. یک "حمله یازده سپتامبر مجازی" از هم "حمله پرل هاربر مجازی" محتمل‌تر است. وقت آن رسیده است که کشورهای جهان دور میز مذاکره بنشینند و این مسئله را که تهدیدی برای صلح جهانی محسوب می‌شود برطرف سازند.


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

به گزارش فرهنگ نیوز به نقل از ندای انقلاب ، چندی است با گذشت زمان و با توسعه خدمات ارزش افزوده‌ حوزه فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد ظهور محصولات جدیدی در این حوزه هستیم كه یك نمونه جالب و موفق آن كه بیش‌تر در كشورهای آمریكایی یافت می‌شود، تلویزیون‌های اینترنتی و تعاملی هستند. جذب مخاطب و كاربر در عرصه فن‌آوری‌های نوین بر اساس میزان حضور و سهیم بودن آن‌ها در ایجاد و استفاده متقابل از تكنولوژی‌های روز تعریف می‌شود و از همین منظر است كه این روزها كشورها برای درآمدزایی بیشتر به سمت استفاده از خدمات نوین مبتنی بر زیرساخت‌های فراهم شده و سرمایه‌گذاری شده سابق می‌روند. خدمات تلفن ثابت و همراه كه این روزها شاهد كاهش خدمات صوتی آن‌ها هستیم درصدد آن هستند كه هرچه سریع‌تر جایگاه خود را در بازارهای ACS یافته و بخش عظیمی از زیرساخت‌های فیزیكی و سخت افزاری خود را به آن بخش كه سود خوبی را به ارمغان خواهد آورد، سوق دهند. تمامی اپراتورها و سرویس‌دهندگان ارتباطاتی ملزم به ایجاد زمینه‌ای برای تضمین درآمدزایی و سود قطعی خود برای آینده هستند چرا كه زمینه‌ فعالیت‌های كنونی آن‌ها اشباع شده و تمامی اقداماتی كه در حال حاضر منبعی برای درآمدزایی و دلگرمی فعالین این حوزه تلقی می‌شود به سمت كم رونقی می‌رود كه برای مقابله با چنین موانع و اصطحكاك‌هایی باید چاره‌ای اندیشید تا رشد پایدار همچنان حفظ شود. اپراتورهای كشور ما هم دیری نیست كه به سود قطعی این حوزه پی برده‌اند و هزینه‌های خود را به سمت بهره‌برداری از خدماتی همچون تلویزیون اینترنتی سوق داده‌اند.

مخابرات تهران كه احساس نیاز بیشتر به خدمات ارزش افزوده‌ای را سریع‌تر از دیگر فعالان درك كرد، آستین‌های خود را بالا زد و تلویزیون تعاملی "شیما" را در مناطقی از تهران راه‌اندازی كرد كه قادر بود برنامه‌های صدا و سیما را ذخیره كند تا كاربران اگر برنامه‌ای را از دست دادند، بتوانند مجددا آن را تماشا كنند كه البته به خاطر متولی بودن مخابرات این پروژه تنها برروی خطوط پرسرعت مخابرات ارائه می‌‌شود و سازمان صدا و سیما هم كه نقش تأمین كننده اصلی محتوا را دارد، با مخابرات تفاهم‌نامه‌ای را به ثبت رسانده است. ظاهرا حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و وزارت ارشاد و مشخصا موسسه رسانه‌های تصویری نیز از دیگر تأمین كنندگان محتوا هستند كه هر كدام بخشی از تأمین محتوا را در نظر گرفته‌اند.حال این پروژه كه به تلویزیون تعاملی شهرت دارد، چیزی از پیدایش نمی‌گذرد كه صحبت از شبكه "سروش" به میان آمده و معاونت رسانه‌های مجازی سازمان صدا و سیما در طول برگزاری نمایشگاه الكامپ نمونه‌ای از ان را در معرض دید علاقه‌مندان و بازدیدكنندگان قرار داد كه همین پیش نمایش مژده‌ای بود برای افتتاح زودهنگام آن كه احتمال‌ها می‌رفت با آغاز شدن سال جدید، استفاده از این شبكه نیز فراگیر و همگانی شود ! اما چنین نشد و حتی اگر پیش از این قرار بود در 22 بهمن‌ماه شاهد رونمایی نهایی از این پروژه باشیم، هنوز كه هنوز است زمان دقیقی از اجرای این پروژه در دست نیست.

 ویدئو كلوپ‌ها كه با وجود تلویزیون‌های اینترنتی مورد كم‌مهری واقع می‌شوند باید به فكر راه چاره‌ای باشند تا مواجهه با چنین اقداماتی آن‌ها را غافلگیر نكند

 سروش كه با عنوان تلویزیون اینترنتی مطرح است، یكی از مهم‌ترین پروژه‌های حال حاضر به شمار می‌رود كه قادر است بستر ارائه خدمات تلویزیون و تصویر را از طریق اینترنت و بستر شبكه‌ای با پهنای باند بالا محقق كند و درواقع كاربران با داشتن لینك ارتباط پرسرعتی قادر خواهند بود به شبكه با پهنای باند بالایی دسترسی داشته باشند كه در كنار دسترسی به اینترنت، همزمان به شبكه پرسرعت داخلی كه پهنای باند آن حداقل برای سروش 2 مگابیت بر ثانیه خواهد بود، دسترسی دارند. سوالی كه در این مرحله ذهن اكثریت را به خود مشغول می‌كند این است كه تفاوت تلویزیون تعاملی با تلویزیون اینترنتی در چیست؟ در این‌باره باید گفت تلویزیون اینترنتی رسالتی عظیم‌تر از تلویزیون‌های تعامل محور دارد چراكه در تلویزیون‌های تعاملی كاربر تنها قادر به این است كه برنامه‌های ثبت و ذخیره شده طبق الگوریتم خاصی را بازیابی كند، در حالیكه در تلویزیون‌های اینترنتی تمامی محتوای موجود قابل ارائه است ،

متولیان می‌توانند برنامه‌های متععدی را به وجود آورند و همزمان قابلیت دسترسی به اینترنت نیز مهیا است. از طرف كاربر نیز تنها وسیله مورد نیاز یك لینك ارتباطی پرسرعت است كه از ارائه دهنده خدمات IPTV گرفته شده باشد كه قابلیت برقراری ارتباط با شبكه داخلی در نظر گرفته شده را برای سرویس‌های صوت و تصویر داشته باشد و علاوه بر آن امكان ذخیره و جست و جو در میان برنامه‌ها نیز فراهم است كه به ازای هزینه‌ای ماهیانه كاربران می‌توانند اینترنت را هر زمان كه بخواهند، داشته باشند و پرداخت‌های الكترونیكی خود را از طریق همان لینك پرسرعتی كه از طریق ستاپ باكس به تلویزیون متصل است، پرداخت كنند. ویدئو كلوپ‌ها كه با وجود تلویزیون‌های اینترنتی مورد كم‌مهری واقع می‌شوند باید به فكر راه چاره‌ای باشند تا مواجهه با چنین اقداماتی آن‌ها را غافلگیر نكند علی‌رغم اینكه باید بدانیم وجود چنین پروژه‌هایی از بروز وقایع تأسف‌برانگیزی همچون تكثیر لوح‌های قاچاق می‌كاهد. حال با در نظر گرفتن تمامی مزایایی كه این سرویس‌ها به دنبال خود می‌آورد این سوال وجود دارد كه چرا مسوولان برای راه‌اندازی آن امروز و فردا می‌كنند و آیا تولیدكنندگان محتوا صرفا باید از نهادهای دولتی انتخاب شود در حالیكه بسیاری از این پروژه‌ها با برون‌سپاری شدن‌، زمینه‌های پیشرفت‌شان فراهم می‌شود.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

آمارهای جدید نشان می دهند تعداد کاربران فعال شبکه اجتماعی فیس بوک از مرز 900 میلیون نفر گذشته و در حال نزدیک شدن به یک میلیارد نفر است.

رشد چشمگیر كاربران اینترنت كشور

سرپرست مركز (متما) مركز مدیریت توسعه ملی اینترنت از رشد چشمگیر كاربران اینترنت كشور خبر داد.

محمدرضا توكلی اظهار كرد: با تكمیل دریافت اطلاعات كاربران اینترنت كشور به نظر می‌رسد رشد چشمگیری در تعداد كاربران اینترنت كل كشور به وجود آمده است.

او ادامه داد: آمار كاربران اینترنت به مرز %40 نزدیك شده است، این آمار با جزئیات كامل بزودی در سایت www.iriu.ir قابل دسترسی خواهد بود.

این سایت نسخه آزمایشی سامانه مدیریت ضریب نفوذ اینترنت كشور است كه اكنون در حال به‌روزرسانی آمار و اطلاعات بوده و به مركز مدیریت توسعه ملی اینترنت (متما) وابسته بوده و از زیرمجموعه‌های سازمان فناوری اطلاعات كشور است.

تعداد کاربران فیس بوک از 900 میلیون گذشت

آمارهای جدید نشان می دهند تعداد کاربران فعال شبکه اجتماعی فیس بوک از مرز 900 میلیون نفر گذشته و در حال نزدیک شدن به یک میلیارد نفر است.

تعداد کاربران فعال فیس بوک ماه گذشته از مرز 900 میلیون نفر گذشت و به این شکل فیس بوک توانست در چهار ماه نخست سال سال 2012 بیش از یک میلیارد دلار درآمد داشته باشد.

اما سرعت رشد این شرکت به شکلی نامنظم رو به کاستن گذاشته است. تعداد کاربران فعال ماهانه فیس بوک،‌یعنی کاربرانی که دست کم یک بار در ماه به فیس بوک سری می زنند،‌ در سه ماه اول سال 2011 نزدیک به 33 درصد افزایش داشت،‌ در حالی که سه ماه اول سال 2010 این میزان بیش از دو برابر بود.

این در حالی است که ماه گذشته فیس بوک اعلام کرد احتمال می‌دهد پنج درصد از این کاربران حقیقی نباشند. با این همه هنوز هم برای شرکتی که تعداد کاربران آن در حال نزدیک شدن به رقم  یک میلیارد است سرعت رشد 33 درصدی بسیار قابل توجه است و می‌تواند توجه انسان‌های بیشتری را به این شرکت جلب کند

این در حالی است که ماه گذشته فیس بوک اعلام کرد احتمال می‌دهد پنج درصد از این کاربران حقیقی نباشند. با این همه هنوز هم برای شرکتی که تعداد کاربران آن در حال نزدیک شدن به رقم  یک میلیارد است سرعت رشد 33 درصدی بسیار قابل توجه است و می‌تواند توجه انسان‌های بیشتری را به این شرکت جلب کند.

فیس بوک اعلام کرده سود این شرکت در سه ماه اول سال جاری از درآمدی 1.1 میلیارد دلاری 205 میلیون دلار بوده است که هم درآمد و هم سود این شرکت نسبت به سه ماه پایانی سال گذشته کاهش یافته است و فیس بوک این کاهش را به کاهش عادی سرعت فروش تبلیغات در سه ماهه اول به نسبت سه ماهه چهارم ارتباط می‌دهد.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

این شبکه در یکی از برنامه هایش به بهانه بیان خواص نوشیدنی ها به ترویج و تبلیغ آشکار مشروبات الکلی پرداخت و گفت: «محققان گفته اند اگر در طی روز یک لیوان شراب قرمز بخورید احتمالا در برابر سرطان و بیماری های قلبی و همچنین چربی خون ایمن می شوید!»

شایان ذکر است در حالی شبکه من و تو به نقل از محققان -که البته نامی از آنها و مرکز تحقیقیشان نبرد- تاثیر مثبت احتمالی برای مشروب خواری ذکر کرده است که به گواهی تحقیقات قطعی علمی، الکل بر همه بدن به ویژه دستگاه گوارش، زیان می رساند، فشار خون را بالا می برد، ضربان قلب زیاد و تنفس را مشکل می کند. موجب بروز «گاستریت» که سبب خونریزی شدید معده است، می گردد و هم باعث به وجود آمدن «سیروز » یا تشمع کبدی که خطر مرگ را به همراه دارد، می گردد. الکل با بروز سل ارتباط زیادی دارد. آمار تلفات بیمارستان «کوت شیکاگو، نشان می دهد که از 3422 نفری که به علت بیماری سل مرده اند، 49% شراب خوار افراطی و 34 % معتاد به الکل بوده اند. کمپانی های بیمه عمر می گویند که با تجربه دریافته ایم که عمر معتادان به الکل 25 تا 35 سال کمتر است.

شایان ذکر است در حالی شبکه من و تو به نقل از محققان -که البته نامی از آنها و مرکز تحقیقیشان نبرد- تاثیر مثبت احتمالی برای مشروب خواری ذکر کرده است که به گواهی تحقیقات قطعی علمی، الکل بر همه بدن به ویژه دستگاه گوارش، زیان می رساند

طبق آمارهای اخیر نشریه فرانسوی (آ، وتر، سانته) الکل در فرانسه در هر 26 دقیقه یک نفر را می کشد و در سال 1962، 14194 نفر، تنها به جهت تشمع کبدی (سیروز)، که بیماری مبتلایان به الکل است، مرده اند.

به این ارقام می توان مرگهایی را که به ظاهر عنوان های دیگری دارند، اما در واقع علت اصلی وقوعشان الکل است، افزود؛ مثلاً:80 درصد سرطان های مسری، 75 درصد حوادث رانندگی، 3 درصد حوادث کار برا ثر مصرف الکل پیش آمده اند.

امروزه معلوم شده است که الکل یک محرک مرکزی مغزی نیست بلکه تضعیف کننده ی (دپرسور) آن است و حتی با مقدار متوسط موجب تخریب کفایت عمل شعوری می شود.» الکلیسم مزمن باعث کار دیوپاتی الکلیک می گردد که یک نارسایی قلبی است و بیماران الکلی به تدریج بدان دچار می شوند، فشار وریدی گردن بالا می رود، کبد بزرگ می شود و کم کم آسیت و در پی آن خیز پاها بروز می کند، گاهی علت بروز این عارضه نقص متابولیسم و در واقع یک سوء تغذیه است که غالب بیماران الکلی بدان دچارند.

شایان ذکر است، شبکه من و تو که تلاش می کرد غیرمستقیم فرهنگ غرب را به ایرانیان دیکته کند، اکنون با تغییر رویکرد، اهدافش را آشکارتر و با ملاحظه کمتری بیان می کند.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |


سال نو با تو شوق شكفتنه
حرف عاشقي و از تو گفتنه
نفساي گرمتو شنفتنه
در كنارت توي رويا موندنه

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

چند روزی قبل از اینکه سال تحویل شود و افراد سال جدید را آغاز کنند یک سؤال ذهن هر خانواده ای را حسابی به خود مشغول می‌کند و آن سؤال این است که  دوست دارید لحظه سال تحویل کجا باشید؟

افراد، با سلیقه‌ها و فرهنگ‌های مختلفی که دارا هستند جواب‌های مختلفی به این سؤال می‌دهند بعضی‌ها دوست دارند لحظه تحویل سال در کنار دریا باشند و در ساحل قدم بزنند. بعضی دیگر دوست دارند در جنگل و صحرا باشند و بعضی دیگر دوست دارند در کنار پدر و مادر خویش باشند و بعضی دیگر اماکن مذهبی را برای لحظات به یاد ماندنی تحویل سال انتخاب می‌کنند.

افراد برای اینکه در آن لحظه خود را به مکانی که از روزها قبل پیش بینی کرده بودند برسانند همه سعی و تلاش خود را به کار می‌گیرند تا برنامه ریزی‌هایشان درست از کار دربیایید و مشکلی در جلوی راهشان سبز نشود .

اما در کنار همه انتخاب‌های مختلفی که برای لحظه‌های سال تحویل وجود دارد نوروز امسال یعنی نوروز

(1391) تصمیم گرفتیم تا مکانی متفاوت را برای سال تحویل انتخاب کنیم. مکانی که سراسر نور و مهر و محبت و عشق است مکانی که خداوند متعال در قرآن کریم در وصف آن می‌فرماید :

(فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال: در خانه‌هایی که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آن‌ها رفعت یابد و نامش در آن‌ها یاد شود. در آن[خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می‌کنند)(النور: 36)

و این تصمیم و انتخاب بزرگ برای لحظه سال تحویل بسیار مهم و ارزشمند است چرا که یکی از آرزوهای مهم برای هر کسی در این لحظه رسیدن به عزت و موفقیت و آرامش و خوشبختی در سال جدید است و این در حالی است که  تنها راه رسیدن به قدر و منزلت و موفقیت رفت و آمد به خانه‌هایی است که معدن و منبع موفقیت و عزت هستند و به همین جهت تصمیم گرفتیم  سال جدید به همراه شما دوستان سفری مجازی داشته باشیم به خانه های نور و سال جدید را در زیباترین و نورانی‌ترین خانه های عالم هستی آغاز کنیم.

حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در چیزهای حلال میانه‌روی کنی

پس با ما همراه باشید تا سفری متفاوت را به همراه شما تجربه کنیم تا با توصیه‌ها و نکته‌هایی که از صاحبان این خانه های نورانی دریافت می‌کنیم سالی متفاوت و سرشار از موفقیت را آغاز کنیم .

 

خانه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اگر می‌خواهی خداوند پشتیبان تو باشد باید:

مردی به محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) اقوامی دارم که نسبت به آنان صله رحم دارم ولی آنان مرا آزار می‌دهند قصد کرده‌ام به زیارتشان نروم و آنان را ترک کنم. حضرت فرمودند این هنگام خدا همه شما را ترک خواهد کرد. گفت یا رسول الله(صلی الله علیه و آله) چه کنم؟ حضرت فرمود به کسی که تو را محروم کرده عطا کن و با کسی که از تو بریده صله رحم کن و از کسی که به تو ستم ورزیده درگذر چون اگر این‌گونه رفتار کردی خدای عزوجل پشتیبان تو و بر ضد آنان است.( بحارالانوار ، ج 71)


خانه امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) هر روز به دیدار همدیگر بروید:

برای حضرت علی علیه‌السلام اهدائی آوردند (فالوذج)، حضرت سؤال کردند این‌ها برای چیست؟ عرض کردند اهدائی روز نوروز است فرمودند: هر روز را اگر می‌توانید نوروز قرار دهید یعنی هر روز اهدا کنید به یکدیگر و صله بنمایید در راه خدا.( دعائم الاسلام، جلد 2)

خانه امام حسن(علیه‌السلام) با هر کسی معاشرت نکنید:

(ای پسرم! با احدی برادری مکن تا بدانی کجاها می‌رود و کجاها می‌آید، و چون از حالش خوب آگاه شدی و معاشرتش را پسندیدی با او برادری کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشی از لغزش و همراهی در سختی باشد.(تحف العقول, ص 234)

وقتی روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‌ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها

خانه امام حسین (علیه‌السلام)تقوا، تندرستی و دوری از گناه سه رمز موفقیت:

(شما را به تقوا  الهی سفارش می‌کنم و از (گناه کردن) در ایّامش بر حذر می‌دارم... در مدّت عمر به سلامت و تندرستی  جسم پیشی  گیرید... و از کسانی  مباشید که بر گناه بندگان بیم دارند و خود از عقوبت گناه خویش آسوده خاطرند.)(تحف العقول، ص 239,)

 

خانه امام سجاد(علیه‌السلام) هر چیزی نخورید:

(حقّی که شکم بر تو دارد این است که آن را ظرف چیزهای حرام - چه کم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در چیزهای حلال میانه‌روی کنی.)‌( بحارالانوار: ج 71)

 

خانه امام محمد باقر(علیه‌السلام) اگر می‌خواهی ثروتمند شوی:

(تو را به تقوای الهی در خود نگهداری توصیه می‌کنم و از شوخی بپرهیز، زیرا شوخی هیبت مرد و آبروی او را می‌برد و بر تو باد به دعا کردن برای برادرانت (از اهل ایمان) در غیاب آن‌ها، زیرا که این کار روزی را سرازیر می‌کند، حضرت این جمله را سه بار فرمود.) (میزان الحکمه ج 14، ص 6820)

 

خانه امام صادق(علیه‌السلام) آداب نوروز :

(وقتی روز نوروز رسید شما غسل کن و بپوش پاکیزه‌ترین لباست را و خود را خوشبو کن به بهترین عطرها.)( مصباح المتهجد :591)

 

خانه امام کاظم(علیه‌السلام) اگر می‌خواهی هفتاد هزار فرشته همراهیت کنند:

(هر کس ـ فقط برای خدا نه چیز دیگر ـ به دیدن برادر مؤمنش رود تا به پاداش و وعده‌های الهی برسد، خداوند متعال، از وقت خروجش از منزل تا برگشتن او، هفتاد هزار فرشته بر او گمارد که همه ندایش کنند: هان! پاک و خوش باش و بهشت برایت پاکیزه باد که در آن جای گرفتی(المستدرک : ج 1)

برای حضرت علی علیه‌السلام اهدائی آوردند (فالوذج)، حضرت سؤال کردند این‌ها برای چیست؟ عرض کردند اهدائی روز نوروز است فرمودند: هر روز را اگر می‌توانید نوروز قرار دهید یعنی هر روز اهدا کنید به یکدیگر و صله بنمایید در راه خدا

خانه امام علی بن موسی‌الرضا(علیه‌السلام) بهترین بندگان خدا باشید:

آنان که هر گاه نیکـی کنند خـوشحال شوند، و هرگاه بدی کنند آمرزش خـواهند، و هر گاه عطا شـوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند در گذرند.( عیون اخبار الرضا، جلد 2 ،ص52)

 

خانه امام هادی(علیه‌السلام) خوش گمانی و بدگمانی:

(هرگاه در جامعه، رعایت عدالت بیشتر از جور و ستم باشد؛ بدگمانی به مردم حرام است، مگر آن که از راه یقین محرز باشد؛ و امّا اگر در برهه ای از زمان، ظلم و جور بر عدالت غلبه پیدا کند، خوش گمانی به همگان شایسته نیست جز آنجا که آدمی به نیک بودن شخصی علم و یقین دارد.) (مستدرک الوسائل، ج9 ص 146)

 

خانه امام عسگری(علیه‌السلام) در مهمانی‌ها در چه جایی بنشینیم :

هـر که به پـاییـن نشستـن در مجلـس خشنـود بـاشـد پیـوسته خــــــــــدا و فرشته‌ها بر او رحمت فرستند تا برخیزد. (تحف العقول,ص 486)

 

امام زمان(علیه‌السلام) زیارت آل یاسین وسیله ای برای تقرب به امام زمان(عج):

امام زمان(علیه‌السلام) در توقیع شریفی می‌فرماید: «هرگاه خواستید به وسیله‌ی ما به خداوند بلند مرتبه توجه کنید و به سوی ما روی آورید، همان‌گونه که خداوند متعال فرموده است بگویید: ... سلامٌ علی آل یاسین.... .»(نجم الثاقب، ص411)

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

در آستانه تعطیلات نسبتاً طولانی نوروز 91 واقع شده ایم، بازارها و خیابان ها چند روزی است که در تراکمی از اتومبیل ها و آدم ها به سختی نفس می کشند. خریدهای نوروزی، تدارکات و خانه تکانی ها و غبارروبی ها از در و دیوار خانه ها و آشیانه ها، نو شدن و رویش و زایش دوباره طبیعت، شادابی و نشاط کودکان و لباس های نو و عیدی گرفتن از بزرگترها و دید و بازدیدهای فشرده در راه است.

همه اینها قالب و قامت بهار و نوروز را به رخ می کشند. اما گوهر و قیمت نوروز چگونه حاصل می شود. آثار و برکات نوروز در چیست؟ این سنت باستانی و ایرانی با کدامین دست آوردها مورد تأکید و تصویب معصومین و معلمان بشریت واقع شده؟

بدیهی است قیمت پیام و محتوای نوروز می بایست با ظاهر و قامت آن هم تراز و هم سو باشد. احیای دوباره طبیعت و زنده شدن گل و گیاه و چمن و آواز پرندگان و شادی کودکان و دید و بازدید بزرگان بدون برکات زیبای انسانی، اخلاقی، نمی تواند امر معقول و مطلوبی به شمار آید و مورد تأیید منادیان این و مروجان فرهنگ و معنویت معصومان واقع شود.

بنابراین عنایت به سهم اخلاق و ادب و فرهنگ و البته عمل کردن به توصیه های اخلاقی سنت زیبای دید و بازدید و معاشرت در ایام نوروز را پربارتر، زیباتر و دل نشین تر خواهد نمود.

در این مقال توصیه های اخلاقی ذیل (برگرفته از قرآن و سنت) را با هم مرور می کنیم:

1- ما مسلمانان هر کاری را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می کنیم. اما متأسفانه گاهی در میانه راه و یا پایان راه، یاد و نام خدا را فراموش و بر اساس میل و غریزه عمل می کنیم و نه بر اساس خواست خدا. لذا لازم است در ایام تعطیلات و در دید و بازدیدهای نوروزی یاد خدا را در هم لحظات در ذهن و ضمیر خود حفظ نموده و آغاز و انجام امور را فقط برای جلب رضای خدا طی نمائیم. در این صورت از خودنمایی و خودآرایی و نمایش و چشم و هم چشمی پرهیز خواهیم کرد.

2- کینه ها و کدورت ها، حرف و حدیث های کهنه و آزاردهنده را از ذهن و زندگیمان دور نموده و بر زباله های زمستانی فرو بریزیم. همانطور که بدیها و پلیدیهای خود را دفن می کنیم و خوبی های خود را طرح و تکرار می کنیم (که نباید بر خوبیهای خود تاکید کنیم) بدیها و بدرفتاریهای کهنه دیگران را نیز با خوبیها و تکرار زیبایی اخلاقی آنان دفن کنیم.

3- تعطیلات نوروزی فرصت بسیار مهمی برای ارتباط موثر و استفاده از دانایی و توانایی دیگران است بیائید تلاش کنیم تا به جای اکتفا به خوردن و نشستن و رفتن و صرف دیدن سیمای خویشان، سبدی پرگل از گلستان معرفت و اخلاق دوستان و خوبان فامیل بدست آوریم و معطر به عطر خوبی های آنان شویم.

ترجیح بزرگترها و دست بوسی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها از سنت های بسیار زیبای نوروزی است اما تواضع، رفع مشکلات آنان، شنونده خوبی بودن، آثار معنوی این سنت را دوچندان خواهد کرد

4- کم نیستند افرادی که دید و بازدیدهای نوروزی را به تماشای برنامه های سطحی تلویزیون و بعضاً ماهواره و ... محدود نموده و به رغم طی کردن راههای طولانی، بدون تحصیل کمترین توشه معنوی و اخلاقی ازهم دور می شوند!

اطلاع از موفقیت ها، پیشرفت های علمی، هنری، معنوی و نیز گاهی آگاهی از مشکلات و کاستی های یکدیگر از مهمترین برکات نشست های نوروزی به شمار می آید که نباید مورد غفلت واقع شود.

5- ترجیح بزرگترها و دست بوسی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها از سنت های بسیار زیبای نوروزی است اما تواضع، رفع مشکلات آنان، شنونده خوبی بودن، آثار معنوی این سنت را دوچندان خواهد کرد.

6- از طرح مباحث و مطالبی که موجب رنجش و مجادلات آزاردهنده می شود خودداری شود. لذا باید حساسیت ها و تعصبات و وابستگی سیاسی، اعتقادی افراد را مورد توجه قرار داده و مانع طرح مباحث چالش برانگیز شویم. قبل از رفتن به هر مجلس و منزلی باید این محور به خوبی مورد عنایت قرار گیرد که افراد حاضر چه حساسیت ها و خصوصیاتی دارند و چه چیزها به چه میزان باید طرح شود.

7-گاهی تحمل سکوت برای عده ای بسیار سخت است اما این گروه فراموش نکنند که سختی تحمل رنج های سخن آزاردهنده سخت تر از تحمل سکوت آگاهانه است. لذا این جمله را فراموش نکنید که کم گویی طلا، پرگویی بلا و گاهی سکوت صلاح است. فواید تحمل و سکوت را بر مضرات ناشکیبایی ترجیح دهید.

8- با جاهلان و بیماردلان، با ترحم و دلسوزی (همچون پرستاری صبور و مهربان) برخورد کنید نرنجید و نرجانید. گاهی نرنجیدن سخت تر از رنجاندن است. اگر برنجید، می رنجانید. اما مؤمنان و معلمان نه می رنجند نه می رنجانند. حتی اگر برنجند نمی رنجانند.

ما مسلمانان هر کاری را با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز می کنیم. اما متأسفانه گاهی در میانه راه و یا پایان راه، یاد و نام خدا را فراموش و بر اساس میل و غریزه عمل می کنیم و نه بر اساس خواست خدا

9- کمرویان و گوشه نشینان را با سؤال هایی که جوابشان را می دانند به تعامل سالم و سودمند بکشانید، گاهی نشست های خانوادگی و فامیل توسط افراد پرحرف آغاز و پایان می یابد. و افراد خجالتی در گوشه ای به حاشیه رانده می شوند. این آسیب را با گفتگو و تأکید بر تمایلات کمرویان به حداقل برسانید.

10- اصل را بر رعایت و اصالت امور شرعی قرار دهید. در امور شخصی و سلیقه ای اهل تساهل و گذشت باشید. اما در صورت عدم رعایت قواعد شرعی، از سوی حاضران در مجلس یا ایجاد تحول کنید یا به بهانه ای از مجلس دور شوید.

11- تصمیم گیریها، برای مسافرت و یا طرز گذراندن تعطیلات را بصورت مشارکتی و خانواده محور اتخاذ کنید. ذوق و سلیقه اکثریت اعضای خانواده را به رسمیت بشناسید و عمل کنید.

12- متأسفانه بسیاری از ما مسلمانان به هنگام گردش و تفریح و خوشی و شادی، نسبت به امور دینی و انجام فرایض کاهل و نسبت به گناهان و معاصی شایق می شویم. بطوریکه همه ساله در تعطیلات نوروزی بویژه در سیزده فروردین بیشترین آسیب های اجتماعی را شاهد بوده ایم. بنابراین بیائید ما جزو کسانی باشیم که در حین شادی و نشاط فرایض دینی خود را فراموش نکنیم و رعایت نماز اول وقت، تأکید بر حریم محرم و نامحرم، پرهیز از اسراف و تبذیر و اتلاف وقت (به عنوان مهمترین سرمایه زندگی) را بیش از پیش مورد توجه و تاکید قرار دهیم. انشاءالله.  

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

وقتی مرده ای را در خواب می بینیم، روح اوست یا تخیلات خود ما؟

برای پاسخ این سؤال ابتدا باید اندکی درباره ی خواب و حقیقت آن بحث کنیم. خواب هایی که انسان می بیند، بردو قسم است: رؤیاهای صادقه، و خواب های پریشان. یا به تعبیر قرآن: "أضغاثُ أحلام". در خواب های پریشان، مواردی است که قوه ی خیال انسان امور گوناگون و بی ربطی را در کنار هم می چیند و مرور این تصورات در ذهن، به صورت یک مجموعه و یک خواب نمایان می شود، در حالی که هیچ مضمون و محتوای صحیحی ندارد. نظیر این امر حتی در بیداری نیز برای انسان رخ می دهد که به آن خیال پردازی می گویند و اکثر خواب های انسان های عادی ای که دغدغه های دنیوی یشان فراوان است، از این قسم است. (1)

اما خواب های دیگر نیز هست که می توان آن ها را خواب های واقعی و رؤیای صادقه نامید که محور بحث اصلی ما هستند. در واقع، ابتدا این تقسیم بندی بیان شد تا متوجه باشیم که شاید دیدن مرده ای در خواب، از سنخ خواب های پریشان باشد که هیچ واقعیتی ندارد. ما دراین بحث آن ها را کنار می گذاریم و درباره ی رؤیاهای صادقه بحث می کنیم که آیا مرده به خواب ما می آید، یا ما نزد مرده می رویم یا ...؟

و دراین جا مطلب را بر اساس احادیث و توضیحات آیت الله حسینی تهرانی پی می گیریم:

از امام محمد تقی (علیه السلام) درباره ی حقیقت مرگ سؤال شد؟ ایشان فرمودند: "مرگ همین خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید، با این اختلاف که مدتش طولانی است و انسان از این خواب بیدار نمی شود مگر در روز قیامت. ببینید خفتگانی که خواب می بینند و در آن حال به انواع شادی های وصف ناپذیر، یا وحشت های بی حد و حصر دچار می شوند، چه اندازه شادمان یا وحشت زده هستند. مرگ و احوالاتی که در آن حال برای انسان پیش می آید، به همین گونه است. پس آماده مرگ شوید." (2)

مرگ همین خوابی است که هر شب به سراغ شما می آید، با این اختلاف که مدتش طولانی است و انسان از این خواب بیدار نمی شود مگر در روز قیامت

"این روایت صریح است بر این که خواب و مرگ یکی است، با این تفاوت که مرگ قدری عمیق تر و سنگین تر و خواب، قدری سبک تر و سطحی تر است. پس می توان گفت: مرگ، خوابی است سنگین و خواب، مرگی است سبک. تمام فلاسفه و حکمای بزرگ جهان، همان طور که در باب حقیقت مرگ دچار حیرتند، تمامی حقایق و به اسرار خواب نیز دست نیافته اند.

فرقی که میان این دو می توان گذاشت این است که در خواب، بدن می افتد، اعمالی که بدن انجام می دهد، سبک تر است، خون آرام تر می شود، اعصاب استراحت بیشتری دارند، حرکات قلب و سایر اعضای داخلی آهسته تر و سبک تر می شود و .... اما در مواقع بیداری چنین نیست، زیرا در حال خواب، روح علاقه ی خود را نسبت به بدن کم می کند، اما قطع علاقه نمی کند، بلکه علاقه همچنان باقی است و به واسطه ی همین اندازه علاقه ی مختصر است که بدن اعمال خود را انجام می دهد. اما در وقت مردن، روح علاقه ی خود را به کلی قطع می کند و به عالم تجرد که همان عالم ملکوت اسفل و عالم مثال است، حرکت می کند و بدن به زمین می افتد، در وقت مردن نیز روح به همان عالم یا به ملکوت اَعلی و عالم معنی حرکت می کند و بدن را باقی می گذارد.

پس خواب، مرگ چند ساعته و مرگ، خواب دائمی و همیشگی است و به تعبیر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله): "والذی بعثنی بالحق لتموتن کما تنامون و یتبعثن کما تستیقظون"(3) و بین مرگ چند سال، چند صد سال و چند هزار سال تفاوتی نیست. همان طور که بین خواب یک دقیقه، یک ساعت، چند ساعت تفاوتی نیست. همین طور که درجات خواب انسان ها گوناگون است، برخی خوابشان سبک و با صدای مختصری بیدار می شوند و بعضی خوابشان سنگین است و با اصوات زیاد هم بیدار نمی شوند. همین طور مرگ برخی از انسان ها سبک و به مجرد دعوت به سوی مقام عزّ ذوالجلال و قیامت کبری، زنده و بیدار می شوند و برخی مرگشان سنگین است تا حدی که باید در صور دمیده شود تا جان ها بیدار و زنده شود. به عبارت دیگر، می توان گفت که انسان در زندگی، خواب های موقت و کوتاهی می کند و سپس بیدار می شود، ولی در حال مرگ، به خوابی طولانی می رود و سپس زنده و بیدار می شود." (4)

چون چنین خواب هایی، پل ارتباطی این جهان و عالم غیب است، مشاهده و درک حقیقت آن، شروطی دارد. اگر کسی می خواهد در عالم رؤیا حقایق را آن چنان که هستند، بفهمد و از هدایت ها، اشارت ها و ارشادات آن عالم سود جوید، باید مراقبه داشته باشد و این مراقبه، با مراقبت خود در عالم بیداری و رعایت آداب خواب که در روایات گفته شده است به دست می آید

پس می توان گفت: در رؤیاهای صادقه، انسان به نوعی وارد عالم مثال می شود و در واقع شخص مرده را با بدن مثالی اش مشاهده می کند. چون این خواب نوعی شهود باطن است، به همین دلیل برای فهم حقیقت آن، محتاج تأویل و تعبیر می باشد. در چنین خواب هایی، این نفس شخص خوابیده است که به عالم مثال بالا می رود و انسان های دیگر، از جمله مردگان را مشاهده می کند.

در پایان خوب است به این نکته ی اخلاقی نیز اشاره کنیم: "چون چنین خواب هایی، پل ارتباطی این جهان و عالم غیب است، مشاهده و درک حقیقت آن، شروطی دارد. اگر کسی می خواهد در عالم رؤیا حقایق را آن چنان که هستند، بفهمد و از هدایت ها، اشارت ها و ارشادات آن عالم سود جوید، باید مراقبه داشته باشد و این مراقبه، با مراقبت خود در عالم بیداری و رعایت آداب خواب که در روایات گفته شده است به دست می آید....." (5)

 

پی نوشت ها:

1-    علامه طباطبایی، ترجمه و تفسیر المیزان، ج11، ص256-254

2-    شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص289

3-    علامه مجلسی، بحار الانوار، ج7، ص47

4-    حسینی تهرانی، معاد شناسی، ج1، ص164-162

5-    محمد شجاعی، خواب و نشانه های آن


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

چه کسانی محتاج شفاعتند؟

در حدیثی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل شده که فرمودند: "من شفاعتم را برای گناهکارانی از امت که مرتکب گناه کبیره شده اند ذخیره کرده ام، اما نیکو کاران اصلا مورد مؤاخذه قرار نمی گیرند." (1)

اگر چه منظور حدیث شفاعت مغفرت می باشد اما این موضوع انسان را از توسل به شفیعان الهی بی نیاز نمی کند و تکیه بر تقوی و دانش خود نوعی گمراهی است. بنابراین همه، جز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به شفاعت رهبری محتاج اند، زیرا این شفاعت در واقع همان شفاعت عمل است و می دانیم که هر کسی در این زندگی رهبری دارد و براساس دستورهای او زندگی می کند، پس باید رهبری شایسته برگزید تا در آن دنیا نیز همین رهبر شفیع ما گردد.

وجود دو نوع شفاعت، مطلبی است که از بسیاری روایات قابل فهم است. مثلا کسی خدمت امام باقر (علیه‌السلام) عرض کرد: ای ابو جعفر دل مردم را خوش می کنید و می گویید شفاعت محمد(صلی الله علیه و آله) . حضرت بسیار ناراحت و خشمگین شدند و فرمودند: وای بر تو آیا عفتی که درباره شکم و شهوتت ورزیدی(مقدس مآبی) تو را به طغیان آورده است؟ ولی متوجه باش که اگر فزع‌های قیامت را ببینی آن وقت می‌فهمی که چه قدر به شفاعت محمد(صلی الله علیه و آله) محتاجی. وای بر تو مگر شفاعت جز برای گنهکارانی که مستوجب آتش شده‌اند تصور دارد؟ آنگاه افزود: هیچ احدی از اولین و آخرین نیست مگر آن که در قیامت محتاج شفاعت محمد(صلی الله علیه و آله) است. (2)

علامه طباطبایی در ذیل این حدیث می‌فرمایند: "جمله آخر امام(علیه‌السلام) درباره شفاعتی عمومی است، غیر از شفاعتی که در جمله قبل اشاره شد. (3)

آشکار است که این شفاعت عمومی، همان شفاعت رهبری است که بنابر سخن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) در روز قیامت همه ی انبیاء نیز تحت لوای ایشان جمع می شوند: "آدمَ و مَن دونه تحت لوائی یوم القیامه" (4) آدم و پس از او، همگی روز قیامت زیر پرچم من خواهند بود و شفاعت خاص گناهکاران در جمله ی قبل در حدیث مذکور، همان شفاعت مغفرت است.

شفاعت مغفرت نیز زمانی شامل حال انسان می شود که هنوز قابلیت پذیرش مغفرت را از دست نداده و وجود خود را به شوره زار تبدیل نکرده باشد. مهم ترین شرط این قابلیت ایمان است که شرط لازم و ضروری برای شفاعت به شمار می رود. پس گام اول تقویت ایمان خویش است

چه کنیم تا ...

حال که فهمیدیم شفاعت رهبری، بسیار مهم تر و اساسی تر است و موجب بالا رفتن درجات قرب انسان می شود و از طرفی این به دست ما ایجاد می شود، یعنی هر مقدار که ما پیرو امامان معصوم باشیم و برنامه های زندگی خود را براساس هدایت های آنها تنظیم کنیم ، بیشتر از این شفاعت بهره خواهیم برد.

شفاعت مغفرت نیز زمانی شامل حال انسان می شود که هنوز قابلیت پذیرش مغفرت را از دست نداده و وجود خود را به شوره زار تبدیل نکرده باشد. (5) مهم ترین شرط این قابلیت ایمان است که شرط لازم و ضروری برای شفاعت به شمار می رود. پس گام اول تقویت ایمان خویش است.

همانطور که در نوشتارهای قبلی گفتیم، شفاعت نه تنها با اصل عمل منافات ندارد، بلکه عمل، بستر لازم را برای مشمول شفاعت واقع شدن مهیا می سازد. پس دستورالعمل دوم این است که میزان اعمال صالح خود را بیشتر کنیم و از اعمال ناصالح بپرهیزیم.

آیات قران کریم بطور هدفمند مطالبی را که در مورد کسانی است که مشمول شفاعت واقع می شوند به ابهام بیان می کند تا کسی بیهوده خیال باطل در سرنپروراند و امید واهی نبندد. علامه طباطبائی در این زمینه می گوید: خداوند شفاعت را برای کسی که خودش از او راضی باشد، اثبات کرده است: "ولایشفعون الا لمن ارتضی" (6) و جز کسی را که خدا بپسندد، شفاعت نکنند.

اما این رضایت را به هیچ قیدی مقید ننموده و معین نکرده است که آن اشخاص چه اعمالی دارند و نشانه هایشان چیست. همچنان همین مبهم گوئی را در آیات دیگر نیز رعایت کرده است، مثلا می فرماید: "یومئذ لاتنفع الشاعة إلا من اذن له الرحمن رضی له قولا" (7)

که دراین جا باز مشخص نکرده که این گونه اشخاص چه کسانی اند؟ (8) پس اجمالاً می توان اموری همچون ایمان و عمل صالح را شروط لازم برای مشمول شفاعت ذکر کرد، اما نمی توان دقیقا شرایط کافی آن را برشمرد.

"امام حسین (علیه‌السلام) شفیع کسانی است که از مکتب او هدایت یافته اند. او شفیع کسانی نیست که مکتبش را وسیله ی گمراهی ساختند

ضروری است یک نکته اشاره شود: برخلاف آنچه متأسفانه در میان عوام رواج یافته است حضور در مجالس عزاداری ائمه اطهار (علیه‌السلام) نیز به طور قطعی و ضروری، شفاعت را شامل حال انسان نمی کند. البته این سخن به معنی انکار پیامدهای عظیم این عمل نیست، بلکه تأکید برهمان مطلب است که: در شفاعت، خداوند می خواهد که انسان ها را همواره در حالتی بین خوف و رجا نگه دارد. اگر هم کسی تلقی اش از شفاعت مثلا امام حسین (علیه‌السلام) این باشد که این ها دستگاهی در مقابل دستگاه خدا باز کرده اند و شفاعتشان به سبب حضور در مجالس عزای آن ها قطعی است. بطلان این مطلب را در نوشتارهای قبلی توضیح دادیم.

در پایان خوب است که این کلام استاد مطهری را به یاد داشته باشیم که: "امام حسین (علیه‌السلام) شفیع کسانی است که از مکتب او هدایت یافته اند. او شفیع کسانی نیست که مکتبش را وسیله ی گمراهی ساختند. از این نکته نباید غفلت ورزید که همان گونه که از قرآن کریم گروهی هدایت یافته و گروهی گمراه گشته اند. (9) از مکتب امام حسین (علیه‌السلام) نیز گروهی هدایت یافته و گروهی گمراه شده اند و این مربوط به خود مردم است. (10)

چکیده

همه انسانها جز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در قیامت به شفاعت از نوع شفاعت رهبری نیازمندند. گناهکاران علاوه بر شفاعت رهبری به شفاعت مغفرت نیز نیاز دارند. میزان بهره مندی ما از این دو نوع شفاعت تنها به دست خود ما قابل دستیابی است و آن به دست نمی آید مگر به واسطه ایمان، عمل صالح، پیروی از امامان معصوم (علیه‌السلام) و پرهیز از گناه می باشد.    

منبع:

1-      علامه مجلسی، بحارالانوار، ج8، ص34و62

2-      علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ج2، ص202

3-      علامه طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص271و270

4-      علامه مجلسی، بحارالانوار، ج11، ص402

5-      شهید مطهری، عدل الهی، ص237و235

6-      انبیاء /28

7-      طه /109

8-      علامه طباطبائی، ترجمه تفسیر المیزان، ج1، ص245

9-      بقره /26

10- شهید مطهری، عدل الهی، ص229

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

به دنبال این ماجرا، تغییر و تحولات بسیاری تحت تاثیر رشد سرمایه داری صورت گرفت. مهمترین این تغییرات با ظهور تکنولوژی و فناوریهای جدید، شکل گرفت. با ظهور تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، دامنه دسترسی مردم در سرتاسر دنیا به انواع و اقسام اطلاعات  و اخبار، افزوده شد. این امکان بر تمامی ابعاد زندگی افراد تاثیرگذار بود و حتی ظاهر افراد هم در این جریان با تغییراتی روبرو شد.

این فرایند با توجه به رشد و گسترش رفاه اقتصادی در جهان و تغییر در سبک و الگوی زندگی مردم، تا حد زیادی طبیعی بود، اما این رویداد همراه با گسترش وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و ماهواره مسایل نو و جدیدی را برای کشورهایی که تنها پذیرنده و دریافت کننده ظواهر محصولات اقتصادی و فرهنگی غرب بودند، ایجاد کرد.

در سالهایی که وسایل ارتباطی مشغول به تولید و ارائه محصولات خود به کشورهای جهان سومی بودند،

، صنعت پوشاک و لوازم آرایشی نیز گسترش قابل توجهی پیدا کرد و بسیاری از بازارهای جهان را در دست خود گرفت.

ماهواره، تلویزیون و سایر ابزارهای ارتباطی به طور توامان، فعالیتهای بدیع و هدف داری را مبنی بر ارائه الگوی تازه ای به زنان آغاز کردند. این الگوها به شکلی اثرگذار و نامحسوس، به تعریف ونمایش چهره ای جدید از زنان بودند. به این ترتیب به طور تدریجی زنان به این عرصه وارد شدند و اتفاقا با جذابیت های زیادی مواجه شدند. همین کشش و جذابیت موجب شد تا فرصتی مغتنم برای صاحبان پول و سرمایه، فراهم آید که با ایجاد تعریف های جدید از هویت، بازار پولساز و سودآوری را برای خود ایجاد کنند. صنعتی پردرآمد که مشتریان اصلی آن جوانان و زنان به شمار می آمدند.

چرا که این دو قشر همیشه در پی کسب تعاریف جدید ازهویت خویش و پیرامون خود بوده اند، بنابراین حضور نهادها و شرکتهایی که بتوانند به ارائه مدل ها، مدها والگوهای جدید، بپردازند، موفق شدند تا نوعی بسترسازی برای اینگونه افراد به وجود بیاورند تا بتوانند به ابراز وجود در جامعه بپردازند و به کسب لذتهای فردی برسند.

ورود فناوریهای جدید در چند دهه اخیر، تغییرات زیادی را در جامعه ما به دنبال داشته است

آنچه مسلم است اینکه شرکتهای اقتصادی ثروتمند بدون کمک رسانه های جمعی هرگز نمی توانستند به موفقیت دست یابند.

در این میان بویژه از دهه 1960 ما شاهد شکل گیری جدی پدیده مد و مد گرایی در غرب بوده ایم، پدیده ای که از آن زمان تاکنون تاثیر مثبت و منفی فراوانی بر جوامع مختلف در سراسر جهان داشته است.

از این زمان، پرداختن به ظاهر لباس و آرایش چهره به صورت مد، شکل جدی تری به خود گرفت و درهمین راستا بنگاه های اقتصادی بزرگی شکل گرفتند که امروز ما آنها را به صورت غول های مارک دار و برندهای معروف در زمینه پوشاک و لوازم آرایشی می بینیم.

از دهه 1990 به این طرف علاوه بر تحولات عظیم و گسترده سیاسی مانند فروپاشی شوروی و پایان نظام دو قطبی، تحول مهم و شگرف دیگری در عرصه فرهنگ صورت گرفت و آن ظهور پدیده ای به نام ماهواره بود، پدیده نویی که مرزهای سیاسی را درنوردید وجهان را با فرهنگ های گوناگون به هم مرتبط ساخت. (1)

طبیعتا وقوع دگرگونی و تغییر در هر جامعه ای وجود دارد. تاریخ به خوبی این مدعا را ثابت کرده که هیچ جامعه ای ایستا و بدون تغییر نبوده است. تغییر، خصلت همه فرهنگهاست، ولی میزان و مسیر تغییر از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از زمانی به زمان دیگر متفاوت است.

مثلا ورود فناوریهای جدید در چند دهه اخیر، تغییرات زیادی را در جامعه ما به دنبال داشته است.

در این تحولات، آداب و رسوم رو به سستی نهاد، بدون آنکه جامعه بتواند فرهنگ سنتی گذشته را تثبیت یا فرهنگ نوین صنعتی را کاملا جذب کند.

اکنون مشکل اصلی ما این است که برای ارتقاء فرهنگ جامعه مان چه باید بکنیم؟ انچه مشخص است، نقش انکارناپذیر رسانه در تغییرات فرهنگی جامعه است.

آیا رسانه های جمعی، اوضاع اجتماع را منعکس می کنند یا برعکس آنها خود پیشگام تغییر اوضاع اجتماعی و فرهنگی هستند؟

واقعیت این است که رسانه ها می توانند در درازمدت ساختارهای ارزشی جامعه را بسازند و یا دگرگون کنند. چراکه تاثیر پدیده ای مثل تلویزیون و برنامه های ماهواره ای بر افکار عمومی و تغییر نگرش افراد به مسایل اجتماعی و فرهنگی از دیگر رسانه ها وسیعتر و عمیق تر است.

تلویزیون با سرعتی باورنکردنی می تواند طیف وسیعی از اعضای جامعه را تحت تاثیر قراردهد. این رسانه دیداری وشنیداری برای دریافت پیامهایش نیازی به سواد خواندن و نوشتن مخاطب ندارد درنتیجه می تواند برای بخش وسیعی ازاعضای جامعه، نقش یک مدرس موثر را ایفا کند.

تلویزیون در حوزه زندگی خصوصی مردم، بخش اعظم لحظه های زندگی افراد را به خود اختصاص می دهد.

تعداد شبکه های ماهواره ای فعال در جهان 17 هزار و 666 شبکه است که از این تعداد حدود سه هزار شبکه در داخل ایران با  دیش ها و آنتن های معمولی، قابل دریافت هستند

اما بعد از تلویزیون، نوبت به ماهواره می رسد. در بسیاری از جوامع درحال گذار، مردم در تماس با رسانه های دیداری و شنیداری مثل ماهواره بدون توجه به تعلق خاطر فرهنگ ملی خود، به یک دریافت کننده محض،تبدیل می شوند. به همین دلیل، ماهواره به غرب این امکان را می دهد که ازمسیری کوتاه وکم هزینه و با هدف قرار دادن مبانی ارزشی و فرهنگی جوامع دیگر، آنها را در حالت انفعال و بی تفاوتی قرار دهد.

ورود ماهواره به ایران: از زمانی که ماهواره وارد خانه های ایرانیان شد، طیف گسترده ای از شبکه های ماهواره ای مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار گرفت.

در ابتدا به دلیل محدود بودن شبکه های فارسی زبان، شبکه های خارجی مورد توجه بییندگان برنامه های ماهواره ای قرار داشت اما پس از مدتی با گسترش شبکه های فارسی زبان و کاهش سختگیریها نسبت به استفاده از ماهواره، این پدیده به صورت گسترده ای به خانه های ایرانیان راه یافت.

در حال حاضر طیف وسیعی از مردم جامعه ما مخاطب ماهواره هستند. این امار با وجود همه ممنوعیت ها در استفاده از ماهواره، قابل توجه است.

تعداد شبکه های ماهواره ای فعال در جهان 17 هزار و 666 شبکه است که از این تعداد حدود سه هزار شبکه در داخل ایران با  دیش ها و آنتن های معمولی، قابل دریافت هستند.

از این تعداد شبکه حدود 74 شبکه مخصوص تبلیغات مد لباس و لوازم آرایش است.

با توجه به اینکه جامعه ما از جمعیت جوان بالایی برخوردار است، میزان گرایش به شبکه های ماهواره ای احتمالا بیشتر می شود. به این ترتیب در طی زمان شاهد تغییراتی بر نحوه نگرش جوانان در الگوهای فرهنگی از جمله مدل لباس و آرایش چهره و حتی رفتارهای فردی و اجتماعی هستیم.

نکته قابل توجه در زمینه تغییر دیدگاه جوانان نسبت به نوع پوشش و آرایش آنها این است که الگوهای جمعی در جامعه بشدت درحال تضعیف و فردگرایی و توجه به خود، در حال رشد است.

آراستگی و زیبایی ظاهرجوان امروز که مورد پسند اوست، بگونه ای متفاوت از الگوهای جمعی است که فرهنگ سنتی جامعه برای او ترسیم می کند.

دربین جوانان امروز، اهمیت ظاهر به مثابه یک ارزش اجتماعی بسرعت درحال رشد است. یکی از دلایل پررنگ شدن این موضوع علاوه بر رفاه اقتصادی، گسترش روز افزون استفاده از ماهواره در خانواده ها می باشد.

از این نکته نباید تغافل کرد که جامعه ما یک جامعه در حال گذار است و در این میان موجی که برطبقه بالا و متوسط تاثیر  گذارد، طبقات پایین  را هم متاثر می کند. مثلا ما در جوانان طبقات پایین جامعه هم میل به تغییر در نوع لباس و آرایش را مشاهده می کنیم، هر چند محدودیت مالی، دست آنها را در ابراز این نوع عمل اجتماعی تا حدودی بسته نگه می دارد.

در جامعه جوانی مثل ایران، انتخاب نوع پوشش و سبک آرایش، نمی تواند بی تاثیر از برنامه های ماهواره ای باشد.

به این ترتیب می توان گفت که نفوذ فرهنگ غرب آرام آرام وارد کلیه اندامهای درخت کهنسال فرهنگ ایران می شود وخود را به عنوان بخشی از فرهنگ جامعه به جوانان عرضه می کند.

از نظر کارشناسان، در عصر جهش ارتباطات، ما نمی توانیم جلوی ارسال امواج ماهواره و رسوخ آموزه ها و هنجارهای غیرخودی را در درون کانون خانواده هایمان سد کنیم اما می توانیم درپرتو ارائه مبانی هنجاری خود در رسانه های خاص، به مقابله با این هجمه فرهنگی بیگانه بپردازیم.

نکته قابل توجه در زمینه تغییر دیدگاه جوانان نسبت به نوع پوشش و آرایش آنها این است که الگوهای جمعی در جامعه بشدت درحال تضعیف و فردگرایی و توجه به خود، در حال رشد است

جوانان نیازمند تنوع و زیبایی هستند و چه بهتر که این تنوع از تولیدات داخلی و متناسب با فرهنگ و تفکرات بومی، سرچشمه گیرد. هرچند در این میان عده ای از جوانان هستند که علاقه ای به الگوبرداری از این فرهنگ ندارند و فرهنگ غربی را ترجیح می دهند.

انچه مهم است اینکه تولیدات فرهنگی در جامعه به نحو احسن صورت گیرد. خصوصا در زمینه برنامه های تلویزیونی که بی گمان پخش برنامه های مورد علاقه جوانان، با کیفیت عالی و متنوع می تواند عده بینندگان شبکه های ماهواره ای غیرخودی را به حداقل برساند و جوانان ایرانی به جای آنکه مصرف کننده قهار برنامه های ماهواره ای  باشند، به شهروندان فرهیخته و با سواد رسانه ای بالا تبدیل شوند.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

چرا خدا شیطان را آفرید؟

حکمت آفرینش شیطان

1- شیطان را خدا شیطان نیافرید. شیطان موجودی بود همراه ملائکه عبادت می‌کرد، لجبازی کرد و خودش خودش را شیطان کرد. معلم می‌آید سر کلاس درس می‌دهد. این بچه درس را می‌خواند قبول می‌شود و دیگری نمی‌خواند و رفوزه می‌شود، معلم این را رفوزه‌اش نکرد.

2- اگر خیر و شر نباشد، قدرت انتخابی وجود ندارد

اگر خیر و شر نباشد قدرت انتخاب برای بشر نیست.

خوب کلمه شیطان، شیطان یعنی وجود شر. مثلاً حدیث داریم ناخن‌هایتان را بگیرید. ناخن بلند، زیر ناخن شیطان جمع می‌شود. خوب یعنی وجود شر، یعنی میکروب! زباله را در خانه نگه ندارید، در زباله‌ها شیطان است. تار عنکبوت کنار اتاق شیطان است. شیطان یعنی موجودی که صاحب شر است 

حالا هم آن شیطانی که خدا خلق کرده و هم به هر شری می‌شود گفت: شیطان. 88 بار اسمش آمده، یازده بار هم کلمه ابلیس آمده، که البته ابلیس غیر شیطان است. ابلیس همان یکی است که خیلی گردن کلفتی کرد. چهارده مرتبه هم گفته دشمن تو است، «عَدُّوٌ»

 

شیطان، وسوسه می‌کند نه اجبار

وسوسه‌های شیطان آدم را مجبور هم می‌کند، یا نه مجبور نمی‌کند؟

شیطان اختیار، انتخاب و قدرت اختیار را از انسان می‌گیرد یا نمی‌گیرد؟ 

در پاسخ باید گفت : خیر .شیطان اختیار را ازشما نمی گیرد و شما را به انجام کاری مجبور نمی کند . 

شیطان دو تا قسم خورد. یکی به خدا گفت: «بعزتک» به عزت تو همه را گمراه می‌کنم. مگر مخلصین را، حریفشان نمی‌شوم. شیطان مثل سگ می‌ماند. به غریبه‌ها می‌پرد، به اهل خانه کاری ندارد. به اهل الله، آنهایی که بندگان خوب خدا هستند، شیطان حریفشان نمی‌شود. یکی «قاسمهما» آدم و حوا را هم در بهشتی که بودند قسم داد

شیطان تنها دعوت و وسوسه می‌کند ، روز قیامت مردم به شیطان می‌گویند تقصیر تو است. می‌گوید: «فَلا تَلُومُونی» (ابراهیم/22) چرا می‌گویی تقصیر تو است؟ مرا ملامت می‌کنی؟ «وَ لُومُوا أَنْفُسَکُم» ، «إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُکُم» من فقط دعوتت کردم.

«فَاسْتَجَبْتُمْ» اومدی! صدای «قد قامت الصلاة» را شنیدی، نرفتی! فیلم من را دیدی آمدی. سی‌دی من را دیدی، آمدی. ماهواره من را دیدی، آمدی. من تو را هل که ندادم، من تو را کیش کیش کردم. شیطان دعوت می‌کند، اما انسان را مجبور نمی‌کند.

 

شیطان، دشمن قسم خورده انسان

این قسم خورده یعنی چه؟

شیطان دو تا قسم خورد. یکی به خدا گفت: «بعزتک» به عزت تو همه را گمراه می‌کنم. مگر مخلصین را، حریفشان نمی‌شوم. شیطان مثل سگ می‌ماند. به غریبه‌ها می‌پرد، به اهل خانه کاری ندارد. به اهل الله، آنهایی که بندگان خوب خدا هستند، شیطان حریفشان نمی‌شود.

یکی «قاسمهما» آدم و حوا را هم در بهشتی که بودند قسم داد.

تهاجمش هم همه جانبه است. ممکن است کسی چشمش پاک است، دستش دزد است. دزدی نمی‌کند، ولی از ناموس مردم نمی‌تواند دل بکند.

یکی چشمش پاک است، دستش هم پاک است. زبانش هرچه می‌خواهد می‌گوید. یکی چشم و دست و زبانش پاک است، فکرش منحرف می‌شود. ولذا قرآن می‌گوید که: «مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ» (اعراف/17) یعنی از راست و چپ و شمال و جنوب و از هر طرف می‌آید. و لذا می‌گویند: «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ» (ناس/4)

خناس یعنی چه؟

خناس یعنی می‌آید جلو، حریف نمی‌شود، می‌رود برمی‌گردد و از آن طرف می‌آید. حریف نمی‌شود برمی‌گردد و از این طرف می‌آید. یعنی صد رقم و صد راه را طی م یکند تا به مقصودش برسد.

تشکیلات شیطان را بشناسید

قرآن می‌فرماید : «هُوَ وَ قَبیلُهُ» (اعراف/27) قبیله دارد. تشکیلات سیاسی دارد ؛ «حِزْبُ الشَّیْطان» (مجادله/19) حزب یک تشکیلات سیاسی است. تشکیلات نظامی دارد؛ «وَ جُنُودُ إِبْلیس» (شعرا/95) «جُنُود» جُند، جُند یعنی لشگر، سرباز.

خوب جمعیتی به دنبالش هستند. هوادار دارد، «أَوْلِیاءَهُ» (آل‌عمران/175)، «أَوْلِیاءَ الشَّیْطان» (نساء/76) هم داریم. نقشه دارد. «کَیْدَ الشَّیْطانِ» (نساء/76) سراغ همه هم می‌رود. حتی سراغ انبیا هم می‌رود. منتهی حالا در انبیا نمی‌تواند نفوذ کند.

 

نقش شیطان در ایجاد کینه و دشمنی

هدف شیطان چیست؟

اول این که می‌خواهد شما هدایت نشوید.

اگر بداند می‌زند که اصلاً دین را نپذیرید. اگر دین را پذیرفتی می‌گوید: «ضَلالاً بَعیداً» (نساء/60) یک گمراهی خیلی دور که اصلاً راهی برای برگشت نباشد،

گاهی هم اگر نتوانست گمراه کند، خوب مسلمان هستی اما کینه‌ای می‌شوی. ماه رمضان دو تا هم حاج خانم و حاج آقا و نماز شب خوان هستند ، هر دو هم مسلمان هستند، چادر روضه، حج، عمره، مشهد، زیارت، جمکران، دعا، الغوث، الغوث، همه‌ی عبادت‌ها را می‌کند. اما با فلانی قهر است. کینه، قلبی که کینه دارد خطرناک است. مثل لیوانی که سوسک در آن است. شما آبش نمی‌کنی.

«یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُم» (مائده/91) اراده‌ی شیطان این است که بینتان کینه باشد. حدیث داریم مسلمان اگر با هم قهر کرد سه روز بیشتر حق ندارد قهر کند. روز چهارم باید آشتی کند. پیغمبر فرمود: اگر روز چهارم آشتی نکنند، هیچ کدام از این دو را من به عنوان مسلمان خوب قبول ندارم 

به اسم هدیه رشوه می‌دهد. اگر بگوید: رشوه، خوب می‌فهمد رشوه حرام است. رشوه دهنده گناه کرده، رشوه گیرنده هم گناه کرده است. ولی نمی‌گوید: آقا این رشوه است. می‌گوید: هدیه است. چشم‌روشنی است. یعنی این گناه زینت می‌شود با کلمه‌ی هدیه

انسان را به گناه هل می‌دهد

«یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاء» (بقره/169) به عقاید خرافی هل می‌دهد. من تعجب می‌کنم یک افرادی یک کتابهایی می‌خوانند، کتاب‌های عرفان، این عارف را می‌شناسی، نه شنیدم... چند سال درس خوانده؟ کجا درس خوانده؟ چه کسی این را معرفی کرده؟ چه سابقه‌ای دارد؟ به چه دلیل این کتاب را می‌خوانی؟ به چه دلیل جلسه‌ی ایشان می‌روی؟ آخر در مملکتی که اینقدر اسلام‌شناس درجه یک هست تو جلسه‌ی فلانی می‌روی؟

 

زینت دادن کارهای زشت

شیوه‌های کار شیطان!

شیوه‌های کار شیطان از همه مهم‌تر تزیین است. که من فکر می‌کنم تزیین خیلی مهم است. یعنی آدم خودش هم گول خودش را می‌زند 

 

مهم‌ترین راه نفوذ شیطان

تزیین «زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُم» (انفال/48) تزیین، یعنی «فَرَآهُ حَسَنا» (فاطر/8) فکر می‌کند کارش درست است.

به اسم هدیه رشوه می‌دهد. اگر بگوید: رشوه، خوب می‌فهمد رشوه حرام است. رشوه دهنده گناه کرده، رشوه گیرنده هم گناه کرده است. ولی نمی‌گوید: آقا این رشوه است. می‌گوید: هدیه است. چشم‌روشنی است. یعنی این گناه زینت می‌شود با کلمه‌ی هدیه.

به نام آبرو داری ولخرجی می‌کند، بابا ما آبرو داریم. خوب آبرو داری، مهمانی هفت نفر آمدند، شما غذای بیست نفر را پختی. حالا هفت نفر هستند، غذای هشت نفر را بپز. به اسم آبرو داری.

به اسم انتقاد، تخریب می‌کند. می‌گوید: آزادی بیان! خوب آزادی بیان یعنی چه؟ یعنی تخریب! اصلاً خانمی که با این حجاب بیرون می‌آید، می‌گوید: آزادی است، اصلاً معنای آزادی یعنی چه؟ نه می‌فهمیم آزادی یعنی چه... کسی حق دارد با لباس شنا سر کلاس فیزیک بیاید، بنشیند و بگوید: آزدی است؟ با لباس کشتی برویم در کلاس بنشینیم؟ بگوییم: آقا آزادی است. خوب آزادی معنا دارد. در و دروازه دارد. اگر تو آزاد هستی، من هم باید فکرم آزاد باشد. با این قیافه در خیابان می‌آیی.

خدایا در همه حال دست مارا بگیر .


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

1ـ امام باقر، (علیه السلام)، می‌فرماید: «پیامبر اکرم وقتی این آیه را خواند: وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ؛[1] و نیز قوم دیگری را چون به عرب (در اسلام) ملحق شدند، هدایت فرماید که او خدای مقتدر و همه کارش به حکمت و مصلحت است.

شخصی پرسید: این افراد کیستند؟ جناب سلمان فارسی، در حضور حضرت رسول نشسته بود، پیامبر اکرم دست خود را بر شانه سلمان گذاشته و فرمود: اگر ایمان در ستاره ثریا باشد، مردانی از طایفه همین سلمان، به آن نایل می‌شوند»[2].

یعنی اگر ایمان در دورترین و سخت‌ترین نقاط عالم باشد، عده‌ای از ایرانیان به آن نایل خواهند شد.

 

2ـ هِی عَصای أَتَوَکؤُا عَلَیها...

نقل شده است، مقدس اردبیلی، رضوان‌الله علیه، شبی پیامبر، (صلی الله علیه و آله)، را در خواب دید، در حالی که حضرت موسی،‌(علیه السلام)، در خدمت آن بزرگوار نشسته بود. حضرت موسی علیه السلام از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله سؤال کرد: این مرد (مقدس اردبیلی) کیست؟ پیامبر فرمود: از خودش سؤال کن.

لذا حضرت موسی پرسید: تو کیستی؟ مقدس گفت: من احمد پسر محمد از اهل اردبیل و در فلان کوچه، و فلان جا مسکن دارم.

حضرت موسی علیه السلام گفت: من تنها اسم را پرسیدم، این همه تفصیل برای چه بود؟ مقدس گفت: خداوند تنها از شما سؤال کرد: این چیست در دست تو؟[4] و شما در جواب خدا فرمودید: این عصای من است. به آن تکیه می‌کنم و نیز با آن گوسفندانم را می‌رانم و استفاده‌های دیگری هم از آن می‌کنم[5]. پس شما چرا این قدر در جواب تفصیل دادید؟

حضرت موسی به پیامبر اکرم عرض کرد: راست گفتی که علمای امت من، مانند پیامبران بنی‌اسراییل می‌باشند[6].

شخصی پرسید: این افراد کیستند؟ جناب سلمان فارسی، در حضور حضرت رسول نشسته بود، پیامبر اکرم دست خود را بر شانه سلمان گذاشته و فرمود: اگر ایمان در ستاره ثریا باشد، مردانی از طایفه همین سلمان، به آن نایل می‌شوند

3- وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظَ

روزی یکی از کنیزان امام سجاد، (علیه السلام)، روی دست امام، آب می‌ریخت تا حضرت آماده نماز شود. ظرف آب از دست کنیز افتاد و سر مبارک حضرت، آسیب دید. حضرت امام سجاد سر بلند کرد و نگاهی به کنیز انداخت.

کنیز گفت: خداوند در قرآن، کسانی که خشم خود را فرو می‌برند ستوده و فرموده است:

وَ الْکاظِمِینَ الْغَیظَ؛[7] آنان که خشم خود را فرو می‌برند.

حضرت سجاد فرمود: خشم خود را فرو بردم. کنیز گفت:

وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ؛[8] آنان که از مردم می‌گذرند.

امام فرمود: تو را عفو کردم. کنیز گفت:

وَ اللَّهُ یحِبُّ الُْمحْسِنِینَ؛[9] خدا نیکوکاران را دوست می‌دارد.

امام فرمود: برو، در راه خدا آزادی[10].

4ـ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً...

حضرت علی بن ابی‌طالب، (علیه السلام)، می‌فرماید: یک روز که پیامبر اعظم اسلام، (صلی الله علیه و آله)، نشسته بودند، حال یکی از اصحاب را جویا شدند. به ایشان گفتند که: یا رسول‌الله! او به قدری دچار بلا و گرفتاری شده که نظیر جوجه بی‌پر و بال گردیده است.

هنگامی که رسول خدا نزد او آمد، دید چنان است که توصیف کردند. پیغمبر اکرم به وی فرمود: مگر درباره صحت و سلامتی خود دعا نکرده‌ای؟ گفت: آری یا رسول‌الله، از خدای خود خواستم تا هر عقابی را که می‌خواهد در عالم آخرت نصیب من کند، در دنیا مرا به آن گرفتار سازد. رسول عالیقدر اسلام به او فرمود: پس چرا نگفتی:

رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ فِی الْ‏آخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ؛[11] پروردگار در دنیا و آخرت به ما نیکویی عطا کن و ما را در آخرت از عذاب آتش، نگه‌دار.

هنگامی که آن صحابی این دعا را خواند، گویا از بند آزاد شد و با حال صحت برخاست و با ما خارج شد[12].

 

5ـ حره و استناد به قرآن در دفاع از ولایت

حره دختر حلیمه سعدیه، از دوستان و موالیان امیرالمؤمنین، (علیه السلام)، و خواهر رضاعی پیامبر اکرم، (صلی الله علیه و آله)، است. مناظره‌ای دارد با حجاج بن یوسف ثقفی که با تکیه بر آیات قرآنی، حریم ولایت را پاس می‌دارد.

وقتی بر حجاج، وارد شد حجاج از او پرسید: تو حره دختر حلیمه هستی؟

حره گفت: فراست از غیر مؤمن!

حجاج گفت: خدا تو را این جا آورد، می‌گویند تو علی را از ابوبکر، عمر و عثمان برتر می‌دانی؟

گفت: دروغ گفته‌اند آنان که گفته‌اند من علی را تنها از اینها برتر می‌دانم.

حجاج گفت: دیگر از چه کسانی او را برتر می‌دانی؟

گفت: از آدم، نوح، لوط، ابراهیم، داوود، سلیمان و عیسی بن مریم، (علیهم السلام).

حجاج گفت: وای بر تو، او را از صحابه و هفت پیامبر بزرگ، برتر می‌دانی، اگر دلیل اقامه نکنی، سرت را از تنت جدا می‌کنم.

گفت: خداوند در قرآن، او را بر این پیامبران مقدم داشته، من از خود نگفتم. خدا درباره حضرت آدم، (علیه السلام)، فرمود:

وَ عَصی آدَمُ رَبَّهُ فَغَوی؛[13] آدم، عصیان پروردگار کرد، پس گمراه شد.

و در حق علی، (علیه السلام)، فرمود:

وَ کانَ سَعْیکمْ مَشْکوراً؛[17] سعی شما «علی، فاطمه، حسن، حسین، (علیهم السلام)، و فضه» مشکور و مقبول است.

خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند و به آنها خیانت کردند و آن دو شخص نتوانستند آن زنان را از قهر خدا برهانند، و حکم شد آن دو زن را با دوزخیان به آتش درافکنید

حجاج گفت: آفرین! به چه دلیل او را بر نوح و لوط ترجیح می‌دهی؟

گفت: خدا درباره آن دو پیغمبر فرموده است:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کانَتا تَحْتَ عَبْدَینِ مِنْ عِبادِنا صالِحَینِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ؛[18] خدا برای کافران، زن نوح و زن لوط را مثال آورد که تحت فرمان دو بنده صالح ما بودند و به آنها خیانت کردند و آن دو شخص نتوانستند آن زنان را از قهر خدا برهانند، و حکم شد آن دو زن را با دوزخیان به آتش درافکنید.

اما همسر علی، فاطمه، (علیهاالسلام)، است که خدا با خشنودی او خشنود می‌گردد و از خشم او به خشم می‌آید.

حجاج گفت: آفرین! به چه دلیل او را از ابراهیم برتر می‌بینی؟

گفت: خدا فرموده است:

وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کیفَ تُحْی الْمَوْتی قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَ لکنْ لِیطْمَئِنَّ قَلْبِی؛[19] و چون ابراهیم گفت: پروردگارا، به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟ خداوند فرمود: آیا ایمان نداری؟ گفت: چرا، لیکن می‌خواهم مطمئن شوم.

اما مولایم امیرالمؤمنین فرمود: لَوْ کشِفَ الْغِطاءُ‌ مَا ازْدَدْتُ یقیناًَ؛ اگر پرده کنار رود، بر یقین من افزوده نخواهد شد.

و این سخن را نه کسی قبل از او گفت و نه بعد از او.

حجاج گفت: آفرین! چرا او را بر حضرت موسی مقدم می‌داری؟

گفت: خداوند فرموده:

فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ؛[20] موسی از شهر مصر با حال ترس و نگرانی از دشمن، به جانب شهر مدین رو آورد.

اما فرزند ابوطالب، لیله‌المبیت بر بستر پیامبر خوابید و هراس در او راه نیافت و خدا در حقش این آیه را نازل کرد:

وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ؛[21] برخی از مردم در راه خشنودی خدا، از جان خود در‌می‌گذرند.

 

پی نوشت ها :

[1] . سوره جمعه، آیه 3.

[2] . مجمع البیان، ج 10، ص 284.

 [4] . ما تِلْک بِیمِینِک یا مُوسى؛ سوره طه، آیه 17.

[5] . هِی عَصای أَتَوَکؤُا عَلَیها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِی وَ لِی فِیها مَآرِبُ أُخْرى؛ سوره طه، آیه 18.

[6] . سرگذشتهای تلخ و شیرین، ج 4، ص 102.

[7] . سوره آل عمران، آیه 134.

[8] . همان.

[9] . همان.

[10] . مجمع البیان، ج 1، ص 55.

[11] . سوره بقره، آیه 201.

[12] . تفسیر آسان، ج 1، ذیل آیه رَبَّنا آتِنا.

[13] . هفت عضو سجده عبارتند از: پیشانی، دو دست، سر، دو زانو و پاها.

[14] . سوره جن، آیه 18.

[15] . سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن، ج 1، ص 172، به نقل از تفسیر نمونه، ج 25، ص 125.

[16] . سوره طه، آیه 22.

[17] . سوره انسان، آیه 22.

[18] . سوره تحریم، آیه 10.

[19] . سوره بقره، آیه 260.

[20] . سوره قصص، آیه 21.

[21] . سوره بقره، آیه 207.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

اگر کمی در قرآن تأمل کرده و آیات قرآن را با دقت بیشتری نگاه کنیم خواهیم دید که قرآن پر است از نکات آیاتی که ارز تابلو کردن و نگاه کردن مداوم بر ان را دارا می باشد .

در اینجا به چند تا از این آیات قرآن کریم توجه می کنیم .

روحیه‌ی خشوع و تواضع، شرط نیایش و نماز

«وَ إِنَّها لَکَبیرَةٌ إِلاَّ عَلَی الْخاشِعینَ» (بقره/45) خیلی از همسرها می‌پرسند، که همسر ما نسبت به نماز سنگین است. بچه‌ی ما سنگین است. دامادم، عروسم، معلمین آموزش و پرورش، جوان است نماز می‌خواند می‌گوید: داداشم نماز برایش سنگین است. چه کنیم؟ قرآن می‌گوید: دلیل اینکه نسبت به نماز سنگین است، «إِنَّها لَکَبیرَةٌ» کبیر یعنی چه؟ سنگین و بزرگ است. «إِلاَّ عَلَی الْخاشِعینَ» آن کسی که نماز برایش سنگین است، معلوم می‌شود خشوع ندارد.

خشوع یعنی چه؟ می‌گویند: «فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» (مؤمنون/2) آدم خاشعی است. خشوع یعنی شرمنده شود. آنهایی که نماز نمی‌خوانند شرمنده خدا نیستند.

تلویزیون یک فیلمی را مکرر نشان داد. پیرمردی با جوانش پارک رفتند. پیرمرد از جوان پرسید: این چیه؟ گفت: گنجشک است. لحظاتی گذشت، گفت: چیه؟ دوباره گفت: گنجشک است. منتهی یک خرده تند تر. دفعه‌ی سوم جوان گفت: پدر گنجشک است! چند بار بگویم! با تشر گفت. پیرمرد رفت دفترچه خاطرات را آورد خواند، گفت: پسر یک زمانی کوچولو بودی، تو را در همین پارک آوردم. ده‌ها بار پرسیدی: این چیه؟ گفتم: عزیزم گنجشک است! قربانت بروم گنجشک است. ده‌ها بار من گفتم قربانت بروم، گنجشک است. تو دفعه‌ی سوم سر من داد زدی؟ این پسر شرمنده شد. این را خشوع می‌گویند. خشوع یعنی انسان شرمنده شود. خدایا من شرمنده‌ی تو هستم!

خشوع یعنی چه؟ می‌گویند: «فی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» آدم خاشعی است. خشوع یعنی شرمنده شود. آنهایی که نماز نمی‌خوانند شرمنده خدا نیستند

تا پول برق را ندهیم می‌آیند وآن را قطع می‌کنند. تو صبح تا شب به ما خورشید می‌دهی، «وَ جَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً» (نباء/13) ما یک گلدان می‌خواهیم درست کنیم، کلی باید خرج کنیم. جنگل‌ها را، ده‌ها هکتار در ده‌ها هکتار برای ما سبز نگه می‌داری. شرمنده‌ام، یک خرده آب به ما می‌دهند، پول از ما می‌گیرند. دائماً در زمستان که هست باران می‌فرستی فکر تابستان و هندوانه‌های ما هستی. زمستان باران می‌فرستی که ما در تابستان بی میوه نباشیم. شرمنده‌ام!

یاد خدا، عامل دریافت لطف خدا

آیه‌ی دوم، قرآن می‌گوید: «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ» (بقره/152) یاد من باشید، من هم یاد شما هستم. اگر به شما بگویند: هرکس تلفن کند، به مقام معظم رهبری خودش گوشی را برمی‌دارد. همه‌ی ایران زنگ می‌زنند، می‌گویند: ببینیم صدای خودش است!

خداوند می‌گوید: تو یاد من باش، خودم گوشی را برمی‌دارم. «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ» یاد من باش، یاد شما هستم.ما اگر یاد خدا نباشیم، یاد چه کسی باشیم... یاد خدا خیلی مهم است. آنوقت اگر ما یاد خدا باشیم چیزی گیر  خدا نمی‌آید، ما اگر یاد خدا باشیم چیزی گیر خدا نمی‌آید، اما خدا توجه به ما کند خیلی چیز گیر ما می‌آید.«فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ» !

 

ذکر خدا چیست؟

بالاترین ذکر خدانماز است، «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری» (طه/14) بالاترین ذکر خدا قرآن است. «نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْر» (حجر/9) یعنی «نَحْنُ نَزَّلْنَا القرآن».

 

مشکلات، مقدمه رشد و پرورش انسان

«عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم» (بقره/216) این هم جمله‌ی قشنگی است. خیلی از مشکلات را حل می‌کند. ، «عَسی أَنْ تَکْرَهُوا» چه بسا شما کراهت دارید، «شَیْئاً» از چیزهایی بدتان می‌آید. «وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم» ولی به نفع شماست. اینطور نیست که من خوشم نمی‌آید. ممکن است خوشمان نیاید، اما خیر ما در آن باشد. شما ماشینت به نرده می‌خورد، ناراحت می‌شوید، «تَکْرَهُوا» کراهت دارید، ناراحت می‌شوید. اما وقتی می‌آیی پایین می‌گویی: اوه، خوب شد به نرده خورد. اگر نرده نبود، در دره می‌افتادم.

گاهی وقت‌ها یک بیماری جلوی یک بیماری سختی را می‌گیرد. ما نمی‌دانیم در این هستی چه خبر است.

جوانی عاشق دختری شد، خیره خیره نگاه کرد، رفت ببیند این دختر کیست و خانه‌اش کجاست، همینطور که می‌رفت سرش به یک دیوار خورد. یک کلوخی پرت شد و سر و صورتش خونی شد. برگشت امام ایشان را دید. گفت: چرا صورتت خونی است؟ گفت: آقا راستش را بخواهی چنین شده است. گفت: خدا تو را دوست دارد. چون دوستت دارد وسط کار حال تو را گرفت. اگر تو را دوست نمی‌داشت رهایت می‌کرد بروی تا به فساد برسی. خدا دوستت داشته که وسط راه حال تو را گرفته است. قرآن می‌فرماید: «عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً» خیلی وقت‌ها چیزی را دوست نداری«وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُم».

 

نظارت خداوند بر اعمال بندگان

جمله‌ی «وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ» (بقره/223) «وَ اعْلَمُوا» بدانید، «أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ» شما با خدا ملاقات می‌کنید. در جاده گاهی وقت‌ها ما داریم می‌رویم، می‌بینیم راننده سرعت را کم کرد. گفتیم: چرا کم کردی؟ گفت: جلو پلیس است.

ما اگر بدانیم با پلیس ملاقات می‌کنیم کنترل می‌کنیم. بدانیم «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» (فجر/14) بدانیم خدا در کمین است.

حدیث‌های زیادی داریم که رزق همه‌ی مردم از حلال اندازه‌گیری شده است. کسانی که به حرام می‌پرند، خدا سهم حلالشان را کم می‌گذارد

یکی از علمای نجف نقل شد که وقتی می‌خواست ایران بیاید، نزد استادش رفت و گفت: آقا ما سال‌ها در نجف درس خواندیم، می‌خواهیم به ایران برویم. یک جمله‌ی یادگاری به من بدهید. این جمله یادگاری: «أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری» (علق/14) بشر نمی‌داند خدا او را می‌بیند. خدا می‌بیند. چرا کم فروشی می‌کنی؟ بازرس نمی‌خواهیم. اگر این آقای فروشنده بداند که خدا او را می‌بیند. قرآن یک آیه دارد می‌گوید: کم فروشی نکنید. بعد می‌گوید: «أَ لَا یَظُنُّ أُوْلَئکَ أَنهَُّم مَّبْعُوثُونَ، لِیَوْمٍ عَظِیمٍ» (مطففین/4 و5) نمی‌دانی تو روز قیامت مبعوث می‌شوی و باید جواب این کم‌فروشی را بدهی. نمی‌دانی لقمه‌ی حرام که در شکم بچه‌ات رفت، این بچه‌ات فاسد می‌شود و باید پول بدهی و او را از زندان بیرون بیاوری.

 

آثار بی‌اعتنایی به نماز در رزق و روزی

آقای بازاری رزق شما اندازه شده است. امروز چقدر باید گیرت بیاید. سر ظهر «حی علی الصلاة» می‌گویند، شما می‌بینی تا حالا مشتری نیامده، حالا هم که ظهر است. حالا نماز را باشد عصر می‌خوانیم، مشتری را نگه داریم! تو مشتری را نگه می‌داری، یک مبلغی سود از این مشتری می‌گیری. فکر نکنی زرنگ هستی. می‌دانی چرا؟ همین مقداری که از وقت نماز به نماز بی‌اعتنایی کردی، چون خدا گفته «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکا» (طه/124) آیه‌ی قرآن است. کسی که از ذکر خدا غافل شود زندگی‌اش را تاب می‌دهیم.

الآن زندگی‌ات گشاد شد؟ پول گرفتی؟ عصری یک کسی در دکان می‌آید، دو سه ساعت هم معطلت می‌کند، آخرش می‌گوید: بسیار خوب، حالا برمی گردیم انشاءالله... من بروم آن طرف بازار و برگردم. یعنی عمرت را گرفته، سرت را بند کرده، آخرش هم از تو نخرید. اگر ظهر مسجد می‌رفتی، خدا به این مشتری الهام می‌کرد که از تو بخرد. ولی چون تو به خدا بی‌اعتنایی کردی، خدا به مشتری می‌گوید: به این فروشنده بی‌اعتنایی کن. برو از یک دکان دیگر بگیر! جنس را از تو می‌گیرد، الافت هم می‌کند و جای دیگر می‌رود.

حدیث‌های زیادی داریم که رزق همه‌ی مردم از حلال اندازه‌گیری شده است. کسانی که به حرام می‌پرند، خدا سهم حلالشان را کم می‌گذارد.

به امید آنکه این آیات را در زندگی سرلوحه زندگی خویش قرار داده و هیچ گاه از آنها جدا نشویم .

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

الیس الله بکاف عبده؟

هر انسان پویا و جویای حقیقت, آنگاه که خویشتن را در برابر عرصه گسترده فرهنگ عمیق  اسلامی می‌یابد, بی اختیار معارفی را مشاهده می‌کند که فقط از دید نافذ الهی سر چشمه می‌گیرد؛ دیدی که در پهنه آن تمام زوایای مخفی حیات و پیچیدگی‌های درون و برون انسان و هستی مد نظر قرار گرفته است .

آیات قرآن کریم با توجه به شأن نزول، تفسیر پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم) و امامان معصوم(علیهم السلام) و سیاق آیات و مضامینی که آن آیات را در بردارند، تفسیر می‌شوند. مقصود ما این است که در نظر گرفتن بخشی از یک آیه و تنها معنای لغوی آن، بدون در نظر گرفتن شرایط تفسیر و هدف خداوند متعال از نازل کردن قرآن کریم و...نمی‌تواند ما را به تفسیر واقعی برساند.

خداوند متعال در بخشی از یک آیه می‌فرماید: «اَلَیسَ اللّهُ بِکاف عَبدَهُ (زمر، 36); آیا خداوند برای بنده‌اش کافی نیست؟» اگر قرار باشد تنها معنای لغت‌های موجود در آیه را در نظر بگیریم، بدون در نظر گرفتن آیه و آیاتی که این بخش از آیه در ضمن آن‌ها آمده است، معنای بسیار وسیعی از این بخش فهمیده می‌شود، ولی به یقین این گونه برداشت و استفاده از آیات صحیح نیست; هنگامی که خداوند متعال می‌فرماید خداوند برای بنده‌اش کافی است، مقصود آن نیست که پس بنده به کار و تلاش نیاز ندارد، به دنبال آذوقه و معاش نرود، اگر بیمار شد به پزشک مراجعه نکند، درس نخواند، همسر اختیار نکند و...با این توجیه که خداوند برای بنده‌اش کافی است، آیات قرآن کریم در عین این که به زمان و مکان خاصی محدود نیستند، ولی محدوده معنا و مضمون آن‌ها به طور کامل مشخص است.

به عبارتی باید گفت که ؛ توکل به معنای اعتماد ( لسان العرب ، ابن منظور؛ ج 15 ص 388) و در صورت متعدی شدن با حرف جار "علی " به معنای اعتماد کردن به دیگری است.( مفردات راغب ؛ ص 882) است. توکل بر خدا کردن به معنای اعتماد و اطمینان به خدا کردن می‌باشد.

بنابراین تقویت روحیه مؤمنان از برکات توکل است که خداوند در آیه 122 همین سوره بدان اشاره کرده است که چگونه ایشان را به جهت توکل از شکست باز می‌دارد و روحیه ایشان را تقویت و تحکیم می‌بخشد. این گونه می‌شود که بر دشمنان خویش پیروز می‌شوند.نتیجه توکل و پیامد آن چیزی جز استقامت نخواهد بود. این گونه است که اهل توکل در برابر مخالفت‌ها و سختی‌ها نیرومند شده و قدرت دو چندان می‌یابند

این که خداوند متعال در این آیه شریف می‌فرماید: خداوند بنده‌اش را در برابر تهدیدهای دشمنان، تنها نمی‌گذارد، معنایش این نیست که نیروهای معارض درونی انسان را خنثی و بی اثر کند، و یا انسان را از ماهیّت و سرشت خود دور نماید. طبیعت انسان به گونه ای است که دارای قوای عقل و شهوت و غضب و...است، و این‌ها برای سازگاری با هم به کنترل و برنامه ریزی نیاز دارند، اگر انسان دارای حس زمینی و شهوت است، دارای عقل و نفس مطمئنّه نیز هست، این دو در کنار هم سبب می‌شوند که هم انسان برای بقای نسل و هدف‌های دیگر، از قوه شهوانی خود به جا استفاده کند و هم از عروج و قرب به محضر الهی به وسیله قوای مناسب معنوی باز نماند.

 

توجه به اصل توکل در همه کارها

در نگرش اسلام و بینش قرآنی انسان در افعال و کارهای خویش باید به اصل توکل توجه داشته باشد و برای انجام هر عملی خدا را به عنوان علت کامل در نظر آورد؛ زیرا هر آن ممکن است که اراده الهی به امری دیگری تعلق گرفته و امور بر خلاف خواسته فرد بگردد. از آن جایی که در نگرش شیعی جبر و تفویض به معنای استقلال شخص در عمل و یا وابستگی محض معنا و مفهوم ندارد و امور دنیا و جهان بر پایه امر بین الامرین و منزله بین المنزلتین است بنابراین توکل معنا درست و صحیحی می‌یابد.

اگر خداوند می‌خواست انسان را به گونه دیگر بیافریند می‌توانست، ولی در آن صورت آن انسان، کاربرد انسان فعلی را نداشت. خداوند متعال اراده فرموده است با نهادن قوای معارض در وجود انسان، او را آزمایش کند.

آیه مبارک 36 زمر درباره وضعیّت مؤمنان در برابر دشمنان خارجی سخن می‌گوید و به قوا و احساسات درونی انسان اشاره ای ندارد. بسیاری از مفسران نقل کرده‌اند که بت پرستان مکّه، پیامبر(صلی الله علیه و آ له و سلم) را از خشم و غضب بت‌ها بر حذر می‌داشتند، و می‌گفتند: از آن‌ها بدگویی مکن، و بر خلاف آن‌ها اقدام منما که تو را دیوانه می‌کنند و آزار می‌رسانند! آیه 36 سوره زمر به این مناسب نازل شد و به آن‌ها پاسخ داد:«اَلَیسَ اللّهُ بِکاف عَبدَهُ ویُخَوِّفونَکَ بِالَّذینَ مِن دونِهِ; آیا خداوند برای بنده‌اش کافی نیست؟ امّا آن‌ها تو را از غیر او می‌ترسانند.»

آثار توکل

برای توکل آثار در قرآن بیان شده که بیانگر اهمیت و جایگاه نیز آن در اندیشه توحیدی است. یکی از مهم‌ترین آثاری را که قرآن برای توکل بیان می‌کند، آرامش است . خداوند در آیه 173 سوره آل عمران می‌فرماید: کسانی که مردم به ایشان گفتند که مردمان ضد شما گرد آمدند پس از ایشان بهراسید نه تنها نهراسیدند بلکه ایمانشان افزایش یافت و گفتند خداوند ما را بس است که او بهترین وکیل است.

در این آیه به خوبی و روشنی بیان شده است که چگونه توکل به خدا موجب شده است تا اهل ایمان با همه تبلیغات و جنگ روانی که دشمن به راه انداخته تا افکار عمومی را تهییج کند و مردمان را به هراس افکند با این همه اهل ایمان به جهت توکل بر خدا به جایی رسیدند که این جنگ روانی نتیجه معکوس داد و به جایی ترس و هراس از بسیج دشمنان و آمادگی برای حمله به ایمان ایشان افزوده شد. این‌ها همه بیانگر آرامشی است که به جهت توکل به خدا و این که خداوند ایشان را بس است و از دشمنان کفایت می‌کند ، پدیدار شده است. ( و نیز سوره نمل آیه 70 و 79)

بنابراین تقویت روحیه مؤمنان از برکات توکل است که خداوند در آیه 122 همین سوره بدان اشاره کرده است که چگونه ایشان را به جهت توکل از شکست باز می‌دارد و روحیه ایشان را تقویت و تحکیم می‌بخشد. این گونه می‌شود که بر دشمنان خویش پیروز می‌شوند ( همان آیه 123 و آیه 160 و نیز انفال آیات 48 و 49)

نتیجه توکل و پیامد آن چیزی جز استقامت نخواهد بود. این گونه است که اهل توکل در برابر مخالفت‌ها و سختی‌ها نیرومند شده و قدرت دو چندان می‌یابند. ( آل عمران آیات 121 و 122) بنابراین در راه اسوه و سرمشق خود گام بر می‌دارند و از دشمن نمی‌هراسند و به آسانی از ایشان برائت می‌جویند و با صدا رسا و بلند نفرت و بیزاری خود را ابراز و اعلام می‌دارند، و این همه نیست به جز به برکت توکل و اعتمادی که به خداوند دارند.( ممتحنه آیه 4 و نیز ابراهیم آیات 12 و 13) با توکل است که انسان شجاعت واقعی خود را به دست می‌آورد و از دشمن و مکر ایشان نمی‌هراسد. ( یونس آیه 71)

موارد توکل عبارتند از : اصلاح جامعه ؛ تبلیغ و اجرای امور الهی و رسالت ، صبر و تحمل اذیت و آزار، تصمیم گیری‌های حساس و مهم و اعمال مدیریت اجتماعی ، دفع توطئه و مکر دشمنان ،جهاد با دشمنان، جنگ روانی و شایعه سازی دشمنان ، روزی، شرک ستیزی ، صلح و تصمیم گیری در باره آن، هجرت

در هنگامه نبرد به جهت توکلی که دارند از امدادهای غیبی برخوردار می‌گردند و خداوند به راه های مختلف و غیر عادی ایشان را کمک و یاری می‌رساند.( آل عمران آیه 160) مکر و کید دشمنان را به خودشان باز می‌گرداند و مؤمنان را از توطئه‌ها و مکر ایشان ایمن می‌کند ( نساء آیه 81)

 

موارد توکل

در چه اموری می‌توان به خدا توکل کرد؟

این پرسشی است که بسیار مورد توجه همگان قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد که انسان در همه امورش می‌تواند توکل کند و خداوند را وکیل خود گرداند. اما در قرآن برخی از امور به صورت مشخص به عنوان اموری که مؤمنان بدان توکل کرده و یا خداوند از مؤمنان خواسته است که در آن موارد توکل کنند بیان شده است .

این امور عبارتند از : اصلاح جامعه ( هود آیه 88) ؛ تبلیغ و اجرای امور الهی و رسالت ( یونس آیه 71و..) صبر و تحمل اذیت و آزار( ابراهیم آیه 9 و 12) تصمیم گیری‌های حساس و مهم و اعمال مدیریت اجتماعی ( آل عمران آیه 159) دفع توطئه و مکر دشمنان ( نساء آیه 81) جهاد با دشمنان ( ال عمران آیه 122) جنگ روانی و شایعه سازی دشمنان ( آل عمران آیه 122و 123) روزی ( طلاق آیه 2 و 3) شرک ستیزی ( هود آیه 55 و 57) صلح و تصمیم گیری در باره آن ( انفال آیه 61) هجرت ( نحل آیه 41 و 42) .

این‌ها مواردی بود که در قرآن به صراحت درباره وجوب توکل در آن موارد به خداوند مطالب و دستورهای وارد شده است ولی این موارد به عنوان بیان خاص است و انسان در همه موارد خرد و کلان می‌تواند و باید به خداوند توکل کند هر چند که در امور مهم و حساس به طور طبیعی این نیاز شدت می‌یابد.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

در سال 1360 برای اولین بار به جبهه اعزام شدم و در «عملیات طریق‌القدس» در «تپه‌های الله‌اکبر» شهر «بستان» مسئول خط بودم. در اول شب که وارد خط شدیم و خط مقدم دشمن را تصرف کردیم، همان اول خط، تیر به پایم اصابت كرد و مجروح شدم و از نیروها عقب ماندم. نیروها رفتند و...

آنچه اکنون مشاهده می کنید خاطره‌ی یكی از جانبازان قطع نخاعی دوران دفاع‌مقدس از مجروحیت و زنده ماندنش است. سردار غلامحسین صفایی دراین باره گفت: در سال 1360 برای اولین بار به جبهه اعزام شدم و در «عملیات طریق‌القدس» در «تپه‌های الله‌اکبر» شهر «بستان» مسئول خط بودم. در اول شب که وارد خط شدیم و خط مقدم دشمن را تصرف کردیم، همان اول خط، تیر به پایم اصابت كرد و مجروح شدم و از نیروها عقب ماندم. نیروها رفتند و من تنها ماندم. برای اینكه حركت كنم تا حدودی جلوی خونریزی پایم را گرفتم و با همین مجروحیت عملیات را ادامه دادم. آخر عملیات با یکی از دوستانم رفتیم و به جایی رسیدیم که عراقی‌ها سنگرهای محکمی ساخته بودند و از داخل آن سنگرها به نیروهای ما تیراندازی می‌كردند.

من و دوستم هر کدام از یک طرف به سمت سنگر عراقی‌ها حمله و آن را تسخیر کردیم. نیروهای دشمن تسلیم شدند. در همان نزدیکی دیدم دوستم روی زمین افتاده است. او را برگرداندم و دیدم شهید شده است. بوسیدمش و چفیه‌ام را بر رویش انداختم و با او خداحافظی کردم. در کنار دوستم بودم که درد پایم را احساس ‌کردم. غروب بود و نزدیک اذان مغرب. گفتند با خودروی حمل مجروحان بروم.

پنج تا شش ساعت از مجروحیتم می‌گذشت. زمانی که می‌خواستند شهدا را به اصطلاح بسته‌بندی کنند و عطر و گلاب بزنند و به شهر منتقل کنند فردی که این کار را انجام می‌داده است، می‌گوید: دیدم شکل و روی شما با بقیه شهدا فرق می‌كند بنابراین به بقیه گفتم که تو زنده‌ای. متأسفانه مرا از کاروان شهدا جدا و به بیمارستان منتقل كرده بودند

سپاه زیاد رغبت نداشت من به جبهه برگردم به آنها گفتم خواهش می‌کنم اجازه دهید برگردم چرا که اگر مشغول می‌شدم اجازه بازگشت نمی‌دادند. به هر شکلی که بود اجازه برگشت گرفتم.

روز 17 بهمن‌ماه سال 60 بود. می‌دانستیم عراق در حال حمله به «چزابه» است. شب قبل آن روز در سنگر نماز خواندم و به همراه بچه‌ها دعای توسل طبق روال شب‌های قبل قرائت شد. ساعت 11 روز چند گلوله پی در پی از ناحیه چپ گردنم رد شد و من از بالای سنگر پایین افتادم و قطع نخاع شدم. در ابتدا فکر کردند که من شهید شده‌ام. شهید «مردانی» گفته بود جنازه صفایی را ببرید تا بچه‌ها نبینند چون روحیه آنها خراب می‌شود. مرا به همراه شهدا به حسینیه شهدا منتقل کرده بودند.

پنج تا شش ساعت از مجروحیتم می‌گذشت. زمانی که می‌خواستند شهدا را به اصطلاح بسته‌بندی کنند و عطر و گلاب بزنند و به شهر منتقل کنند فردی که این کار را انجام می‌داده است، می‌گوید: دیدم شکل و روی شما با بقیه شهدا فرق می‌كند بنابراین به بقیه گفتم که تو زنده‌ای. متأسفانه مرا از کاروان شهدا جدا و به بیمارستان منتقل كرده بودند.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

سفارش قرآن به ایمان‌آورندگان این است که به‌ جای بحث و گفت و گو در مورد چیز‌هایی که ثمرات چندانی دربر ندارد، توجه خود را معطوف به کار‌های خوب کنند و سعی کنند که در آن کار‌ها از یک‌دیگر سبقت گیرند.

سبقت و شتاب در كارهای نیک

 در قرآن با دو واژه از مردم خواسته شده است تا در کار‌های نیک و پسندیده مشارکت فعال و سازنده داشته باشند. این دو واژه عبارتند از "سبقت" و "سرعت". بازشناسی مفهوم این واژگان در تبیین صحیح مشارکت نقش ویژ‌ه‌ای را ایفا خواهد نمود.

"سبقت" در لغت به معنای پیشی گرفتن در راه، کار، فکر و علم است[1] و "سرعت" عبارت است از شتاب داشتن؛ این معنی هم در اجسام کاربرد دارد و هم در کارها.[2] نقطه مقابل آن، واژه‌ی " بُطء" به معنای کندی است.

سبقت در کار خیر و سرعت داشتن در آن، از صفات پسندیده به حساب می‌آیند اما عجله در کار‌ها چه کار خوب باشد و چه بد، از صفات نکوهیده و ناپسند است. دلیل آن هم نکته‌ی لطیفی است که در معنای عجله نهفته است. راغب می‌گوید: «مقصود از عجله، خواستن چیزی است که هنوز موعدش فرا نرسیده است.»[3]

 

تفاوت "سرعت" و "سبقت" در کارها

سرعت به معنای شتاب است. در این جا سخن از این است که بی‌توجه به دیگران هر کسی خود می‌بایست در کار‌های نیک و خیر شتاب ورزد و تأنّی و مکث و درنگ نکند. وقتی گفته می‌شود که در کاری باید شتاب داشت، توجه به خود فرد و عملکرد او نسبت به کاری است که باید انجام دهد و در حقیقت سرعت در کار، در حوزه‌ی فردی مطرح می‌شود.

در مسابقه و پیشی‌گرفتن چنان که از خود واژه ظاهر است، نوعی نسبت در آن نهفته است. از این رو ارتباط نزدیکی با مسایل اجتماعی پیدا می‌کند. به این معنا که هر کسی می‌بایست خود را با دیگری مقایسه کرده و بسنجد و در کار‌های نیک و پسندیده بکوشد تا از دیگری سبقت گیرد. به دیگر سخن اگر دو تن می‌توانند کاری نیک و خیر انجام دهند، هریک می‌بایست تلاش کند که زودتر از دیگری به آن اقدام کند.[4]

امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند:خدا شما را رحمت کند! پس بشتابید به سوى آباد کردن خانه‏هایى که شما را به آبادانى آن فرمان دادند و تشویقتان کرده، به سوى آن دعوت کرده‏اند،[...] وه! چگونه ساعت‏‌ها در روز، و روز‌ها در ماه، و ماه‏‌ها در سال، و سال‏‌ها در عمر آدمى شتابان مى‏گذرد؟!

آیات مربوط به سبقت در کار‌های نیک

کسانی که برای رسیدن به قُرب خداوند لحظه شماری می‌کنند؛ کسانی که ایمان به روز واپسین دارند و معتقدند که بازگشت همه به سوی خداست و بلاخره کسانی که لحظه‌های غفلت و کوتاهی برای جلب رضایت معبود را جایز نمی‌شمارند و آن را عقب ماندن از غافله‌ی مشتاقان معبود می‌دانند، همواره خواهان پیش‌گام بودن در این مسیر هستند.[5]

به همین دلیل است که فرشتگان،[6] پیامبران[7] و بندگان صالح خدا[8] در قرآن به این ویژگی ستوده شده‌اند که در کار‌های نیک از پیشی‌گیرندگانند.

به جز گروه نخست که همواره جویای پیشگامی در این مسیر می‌باشند، خداوند دیگر بندگان و ایمان‌آورندگان را نیز تشویق به سبقت در کار‌های خیر می‌کند:

«[...] اگر خدا مى‏خواست همه‌ی شما را امت واحدى قرار مى‏داد ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشیده بیازماید (و استعدادهاى مختلف شما را پرورش دهد). پس در نیکی‌ها بر یکدیگر سبقت جویید! بازگشت همه شما، به سوى خداست سپس از آنچه در آن اختلاف مى‏کردید به شما خبر خواهد داد.»[9]

سفارش قرآن به ایمان‌آورندگان این است که به‌جای بحث و گفت و گو در مورد چیز‌هایی که ثمرات چندانی دربر ندارد، توجه خود را معطوف به کار‌های خوب کنند و سعی کنند که در آن کار‌ها از یک‌دیگر سبقت گیرند:

«هر طایفه‏اى قبله‏اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است (بنابراین، زیاد در باره‌ی قبله گفتگو نکنید! و به جاى آن،) در نیکى‏‌ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همه‌ی شما را (براى پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز،) حاضر مى‏کند زیرا او، بر هر کارى تواناست.» [10]

 


سیره‌ی پیشوایان(علیهم السلام) در پیش‌گامی

روش و سیره‌ی پیامبر و پیشوایان دین‌(علیه السلام) این‌گونه نبود که تنها دستورات و پیام‌های الهی را به مردم برسانند؛ بلکه نخست خود به آنها عمل می‌کردند و سپس به دیگران می‌گفتند. بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که حتی در عمل به این توصیه‌ی قرآنی نیز ایشان پیشگام همگان بودند

امیرمومنان و پیشوای متقیان‌(علیه السلام) در بیان ویژگی‌های خود این‌چنین می‌گوید:

«آن گاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم و آن وقت که همه باز ایستادند من با راهنمایى نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته‏تر بود امّا در عمل برتر و پیشتاز بودم.»[11]

آنکه افکارش تنها دنبال یافتن کار‌های خوب باشد، به مرور زمان دارای شخصیتی می‌شود که حتی آنجایی که دیگران متوجه کار‌های خوب نیستند، او پیش از دیگران به انجام دادن آن اقدام می‌نماید و این همان خصوصیّاتی است که در شخصیّت حضرت علی‌(علیه السلام) می‌توان یافت.

 

دلایل شتاب در کار‌های نیک

به چه علت باید در کار‌های خیر شتاب نمود و از دیگران پیش افتاد؟ برای پاسخ به این سوال، باید روشن نمود که اصولا چرا انسان‌ها در کار‌ها –چه خوب و چه بد- شتاب می‌کنند؟ از دست ندادن فرصت‌ها برای به دست آوردن منافع دنیوی یا اخروی جواب مناسبی است که به این پرسش می‌توان داد. امیرمومنان‌(علیه السلام) در این باره چنین می‌فرماید:

«خدا شما را رحمت کند! پس بشتابید به سوى آباد کردن خانه‏هایى که شما را به آبادانى آن فرمان دادند و تشویقتان کرده، به سوى آن دعوت کرده‏اند،[...] وه! چگونه ساعت‏‌ها در روز، و روز‌ها در ماه، و ماه‏‌ها در سال، و سال‏‌ها در عمر آدمى شتابان مى‏گذرد؟!»[12]

چه چیز‌هایی می‌تواند موجب از دست رفتن فرصت‌ها شود

‌أ) فقر

شخصی که دچار فقر گشته، به دلیل نداشتن بسیاری از امکانات، نمی‌تواند آن‌چنان که بایسته و شایسته است به وظایف خود عمل کند و در آرزوی انجام بسیاری از کار‌های نیکی که می‌توانست انجام دهد می‌ماند، تاچه رسد به اینکه بخواهد در آنها پیش‌گام نیز باشد. کار‌های خوبی از قبیل کمک به نیازمندان، از جهت مالی محتاج داشتن دارایی کافی است.

‌ب)ثروت

گاه پیش می‌آید که انسانی در اثر به دست آوردن مال و ثروت فراوان، روحیه‌ی مال‌اندوزی و حرص و طمع در او به وجود می‌آید، که حاضر نیست به راحتی از سرمایه‌ی فروانی که به دست آورده به دیگران ببخشد و در راه خیر و خوبی گامی بردارد.

از میان علل و عواملی که موجب از دست رفتن تمامی فرصت‌ها می‌شود، مرگ را می‌توان بزرگ‌ترین عامل دانست. پس از مرگ تنها کار‌های خوبی که هرکس پیش از مرگ انجام داده باقی می‌ماند و بس. بنابراین تا فرصت هست و تا این عمر کوتاه از دست نرفته، انسان باید در ذخیره‌ی اعمال برای روز واپسین بکوشد

این ثروت طغیان‌آور لذّت مشارکت در کار‌های خوب و حتی شرینی عبادت پروردگار را نیز از انسان می‌گیرد.[13] حضرت عیسی‌(علیه السلام) فرمود:

«به حق به شما مى‏گویم: هم‌چنان که مریض به غذا نگاه می‌کند، ولی از آن لذّتی نمی‌برد، هم‌چنین صاحب دنیا از عبادتش لذت نخواهد برد و تا وقتى که دنیا در ذایقه‏اش شیرینى مى‏کند، از شیرینى عبادت بهره‏اى نصیبش نمى‏گردد.»[14]

‌ج)  پیری

دوران پیری، دوران کاستی‌های جسمی است. اگر انسان در زمانی که جوان است و از توانایی جسمی خوبی برخوردار است، از فرصت‌ها به خوبی بهره نبرده و در انجام کار‌های نیکی که نیاز به توانایی جسمی دارد، کوتاهی کند، دیگر پیری این اجازه را به او نخواهد داد تا به آن کار‌ها مبادرت ورزد. شتاب در انجام کار‌های نیک در جوانی این امکان را به انسان می‌دهد که بهترین بهره را از این دوران ببرد.

‌د) رخداد‌های ناگوار

بعضی از حوادث اجتماعی و سیاسی نیز می‌تواند از عواملی باشد که فرصت ‌های مناسب را از انسان بگیرد. انجام بسیاری از کار‌ها نیازمند فضای مناسب اجتماعی و سیاسی است. اگر شخصی از فضای آرام اجتماعی، سیاسی و اعتقادی بهره‌برداری مناسب را نکند و با پیش‌تازی در امور خیر شخصیّت خوبی را برای خود ساخته و پرداخته نسازد، در معرض انحرافات اخلاقی و اعتقادی قرار دارد. رسول خدا‌(ص) فرمود:

«سوى کارهاى نیک، پیش از آنکه فتنه‏هایى چون پاره‏هاى شب‌هاى تاریک ظاهر شوند، پیشى گیرید؛ در آن هنگام انسان صبح مؤمن است و شب کافر مى‏شود؛ شب مومن است و روز کافر مى‏شود و دین خود را به کالای ناچیز دنیا معامله می‌کند.»[15]

‌ه) مرگ

از میان علل و عواملی که موجب از دست رفتن تمامی فرصت‌ها می‌شود، مرگ را می‌توان بزرگ‌ترین عامل دانست. پس از مرگ تنها کار‌های خوبی که هرکس پیش از مرگ انجام داده باقی می‌ماند و بس. بنابراین تا فرصت هست و تا این عمر کوتاه از دست نرفته، انسان باید در ذخیره‌ی اعمال برای روز واپسین بکوشد.

 

 

موانع شتاب در کار خیر

بعضی از عواملی که به قهر و اجبار جلوی شتاب و سبقت در کارهای خیر را می‌گیرد، به اختصار بیان گردید. اما علل و عوامل دیگری نیز در شخصیّت برخی از افراد وجود دارد که می‌تواند موجب سستی انسان در انجام سریع و به موقع کارهای خوب گردد. از این عوامل می‌توان به:

خودکم‏بینی، توقع بیش از حد از خود، کمال‏طلبی وسواس‏گونه، اشتیاق به لذت‏جویی کوتاه مدت، عدم اعتماد به نفس، عدم تسلط بر کار، نگرش منفی به کار، نگرش غیر واقع بینانه از دیگران، احساس عدم مسؤولیت در برابر خود و دیگران، لجبازی با دیگران و ... اشاره نمود.[16]

هرگاه کسی این نقصان شخصیّتی را در خود درمان کند و متوجه باشد که فرصت‌ها همیشه باقی نیستند؛ بلکه بسیاری از علل و عوامل اختیاری و قهری موجب از دست رفتن آنها می‌شوند، سعی و تلاشش در انجام کارها دو صد چندان خواهد شد. این تلاش با توجه به آثاری که شتاب و سبقت در کارهای نیک دربر دارد، سرعت بیشتری نیز به خود خواهد گرفت و چنین شخصی، با گذشت زمان جزء پیشگامان در کارهای خیر شناخته خواهد شد.

نتایج و ثمرات سبقت در خیرات

شتاب داشتن در کار‌های خوب و پیشی‌گرفتن از دیگران در انجام آن دو نوع ثمره و نتیجه را دربر دارد:

الف)  ثمره‌ی دنیوی

1) پیشرفت جامعه

از جمله نتایج دنیایی و مادی این کار می‌توان به این موارد اشاره داشت: نخست آن که جامعه رو به پیشرفت می‌نهد؛ چراکه پیشرفت جامعه در گرو انجام گرفتن به موقع کار‌های خوب است. اگر روحیه‌ی مسابقه در انجام کار‌های نیک در جامعه نهادینه شود، کار‌ها با شتاب بیشتری پیش می‌رود.

از میان علل و عواملی که موجب از دست رفتن تمامی فرصت‌ها می‌شود، مرگ را می‌توان بزرگ‌ترین عامل دانست. پس از مرگ تنها کار‌های خوبی که هرکس پیش از مرگ انجام داده باقی می‌ماند و بس. بنابراین تا فرصت هست و تا این عمر کوتاه از دست نرفته، انسان باید در ذخیره‌ی اعمال برای روز واپسین بکوشد

2) ایجاد انگیزه در دیگران

نتیجه دیگر مسابقه، آن است که جامعه به انجام کار‌های خیر تشویق می‌شود و هر کسی می‌کوشد تا نخستین کسی باشد که کار خوبی را انجام می‌دهد و در حقیقت جامعه با حالت عاطفی خاصی رو به رو می‌شود که هرکسی در جست و جوی یافتن کار‌های خوب است.

3) ظهور و بروز کارهای خیر در جامعه

فایده دیگر مسابقه این خواهد بود که کار‌های خیر علنی و آشکارا انجام و در چشم دیگران مطرح شود؛ زیرا در مسابقه، دست کم دو نفر مشارکت خواهند داشت و این گونه است که به صورت آشکار کار‌های خیر مطرح و در جامعه منتشر و رقابت برای پیش تازی میان مردمان پدید می‌آید.

‌ب) نتایج معنوی و اخروی

در مورد نتایج معنوی و اخروی سبقت و شتاب در کار‌های نیک نیز می‌توان گفت: بسیاری از موارد تأخیر در انجام دادن کاری، موجب از دست رفتن فرصت‌ها شده و ممکن است انسان دیگر آن میل اولیّه را برای انجام آن نداشته باشد. به همین سبب توصیه شده که هرگاه انسان خواهان انجام کار خوبی است، شتاب نموده و برعکس هرگاه قصد انجام کار ناپسندی را داشت، کمی درنگ کند.[17] بسیاری از موارد است که انجام یک کار خوب در زمانی مناسب، باعث عاقبت به خیری انسان می‌شود.[18]

از دیگرسو، خداوند از کار‌های نیک، آنی را دوست دارد که در انجام آن شتاب شود.[19]البته باید یادآور شد که، تنها کسانی به این توفیق دست می‌یابند که به فرموده‌ی خداوند متعال این‌گونه باشند:

«و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مى‏دهند و با این حال، دل‌هایشان هراسناک است از اینکه سرانجام به سوى پروردگارشان بازمى‏گردند، (آرى) چنین کسانى در خیرات سرعت مى‏کنند و از دیگران پیشى مى‏گیرند»[20]

پی نوشت ها :

[1]. فراهیدی، خلیل؛ کتاب‌العین، قم، انتشارات هجرت، 1410ق، چ دوم، ج5، ص85 و مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن، تهران، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1360ش، ج5، ص41.

[2]. قرشى، سید على‌اكبر‌؛ قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1371ش، چ ششم، ج3، ص255 و راغب‌اصفهانی، حسین؛ الفردات فی غریب القرآن، تحقیق صفوان عدنان، دمشق-بیروت، انتشارات دارالعلم، 1412ق، چ اول، ص407.

[3]. راغب اصفهانی، همان، ص548.

[4]. ر.ک: طباطبایی، محمدحسین؛ تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمدباقرموسوی همدانی، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1374، چ پنجم، ج19، ص290.

[5]. مومنون/57-61.

[6]. نازعات/4.

[7]. انبیاء/90

[8]. آل‌عمران/114 و توبه/100.

[9]. مائده/48.

[10]. بقره/148.

[11]. سیدرضی، محمد؛ نهج‌البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم، انتشارات مشهور، 1379، چ اول، ص91.

[12]. سیدرضی، همان، ص371.

[13]. ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1389ش، ج27، ص804- 805.

[14]. ابن‌فهدحلّی، احمد؛ عدة الداعی و نجاح الساعی، قم، دارالکتاب اسلامی، 1407ق، چ اول، ص106.

[15]. پاینده، ابوالقاسم؛ نهج الفصاحة مجموعه كلمات قصار حضرت رسول‌(ص) ، تهران، دنیای دانش، 1382ش، چ چهارم، ص370-371.

[16]. آقاتهرانی، مرتضی؛ اهمال کاری (تعلل ورزیدن)؛ بررسی علل، راه کارها و درمان، مجله معرفت، شماره64، فروردین 82، ص40.

[17]. کلینی، محمد؛ الکافی، تهران، انتشارات اسلامیه، 1362، چ دوم، ج2، ص142-143.

[18]. همان.

[19]. همان.

[20]. مومنون/60-61.


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

هر کردارى که انسان انجام مى‎دهد، خواه خوب باشد و خواه بد، یک صورت دنیوى دارد که ما آن را مشاهد مى‎کنیم، و یک صورت اخروى که هم‎اکنون در دل و نهاد عمل نهفته است، و روز رستاخیز پس از تحولات و تطوراتى که در آن رخ مى‎دهد، شکل کنونى و دنیوى خود را از دست داده و با واقعیت اخروى خود جلوه مى‎کند، و موجب لذات و شادمانى، و یا عامل آزار و اندوهى مى‎گردد.

تجسم اعمال در قرآن

بسیاری از آیات و روایات دلالت بر تجسم اعمال دارند که ما در این گفتار جهت اختصار به تعدادی از آنها اشاره می‎کنیم:

1. یوْمَئِذٍ یصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتاً لِیرَوْا أَعْمَالَهُمْ؛ فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ؛ وَمَنْ یعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یرَهُ زلزال/6،7،8 ؛ در آن روز مردم به صورت گروههای پراکنده (از قبرها) خارج می‎شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. پس هر کس هم وزن ذره ای کار خیر انجام دهد، آن را می‎بیند و هر کس هم وزن ذره‎ای کار بد کند، آن را می‎بیند.

2. وَ وَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً کهف/49؛ و همه اعمال خود را حاضر می‎بینند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: وقتی مؤمن از قبر خویش خارج می شود، قیافه ای در مقابل او ظاهر می شود و او را راهنمایی می کند و مانع ناراحتی وی می شود و تا در بهشت وی را همراهی می کند. وقتی این شخص از آن قیافه سؤال می کند تو کیستی؟ جواب می دهد: من همان خوشحالی و سروری هستم که تو در دنیا در دل برادر مؤمن خود وارد ساختی

3. یوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَیرٍ مُحْضَراً وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ آل عمران/30؛ روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‎بیند.

4. وَبَدَا لَهُمْ سَیئَاتُ مَا کَسَبُوا زمر/48؛  در آن روز اعمال بدی که انجام داده‎اند، برای آنها آشکار می‎شود.

5. سَیطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ یوْمَ الْقِیامَةِ آل عمران/180؛  به زودی در روز قیامت، آنچه را که به آن بخل ورزیدند، همانند طوقی به گردنشان می‎افکنند.

6. وَلِیوَفِّیهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لا یظْلَمُونَ احقاف/19؛ تا خداوند کارهایشان را بی کم و کاست به آنان تحویل دهد و به آنها هیچ ستمی نخواهد شد.

7. إِنَّ الَّذِینَ یأْکُلُونَ أَمْوَالَ الْیتَامَی ظُلْماً إِنَّمَا یأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً نساء/10؛ کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می‎خورند، (در حقیقت) تنها آتش می‎خورند.

8. کَذَلِکَ یرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَیهِمْ بقره/167؛ (آری) خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‎زایی به آنان نشان می‎دهد.

اعمال انسان در قیامت به گونه‎ای ظاهر می‎شود که هم برای خود فرد و هم برای دیگران قابل دیدن است و این همان تجسم اعمال است که در تعداد زیادی از روایات معصومان علیهم السلام نیز به آن اشاره شده است و ما برای رعایت اختصار فقط به دو روایت اکتفا می کنیم:

1. امام صادق علیه السلام می فرماید: وقتی مؤمن از قبر خویش خارج می شود، قیافه ای در مقابل او ظاهر می شود و او را راهنمایی می کند و مانع ناراحتی وی می شود و تا در بهشت وی را همراهی می کند. وقتی این شخص از آن قیافه سؤال می کند تو کیستی؟ جواب می دهد: من همان خوشحالی و سروری هستم که تو در دنیا در دل برادر مؤمن خود وارد ساختی.

2. حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم می فرماید: هیج عملی در میزان اعمال سنگین تر از خوش اخلاقی نیست.

تلاوت قرآن صورتی زیبا می شود و در کنار انسان قرار می گیرد. غیبت و رنجانیدن مردم به صورت خورش سگان جهنم در می آید. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: برای تو بناچار همنشینی خواهد بود که هرگز از تو جدا نمی گردد، با تو دفن میگردد در حالیکه تو مرده ای و او زنده است. همنشین تو اگر شریف باشد تو را گرامی خواهد داشت و اگر نابکار باشد تو را به دامان حوادث می سپارد. آنگاه آن همنشین با تو محشور می گردد و در قیامت با تو برانگیخته می گردد و تو مسئول آن خواهی بود؛ پس دقت کن که همنشینی که انتخاب می کنی نیک باشد، زیرا اگر او نیک باشد مایه انس تو خواهد بود و در غیر این صورت، موجب وحشت تو میگردد. آن همنشین، کردار توست. همچنین در حدیث است که: «انما هی اعمالکم ردت الیکم» ؛ یعنی این عذاب ها همان اعمال و کردارهای شماست که به سوی شما برگردانیده شده است.

 

با تجسم اعمال زشتمان چه کنیم ؟

شدّت مغفرت و رحمت پروردگار مهربان به بندگان خویش، تا حدّی است که علاوه بر بخشش گناهان و برخورداری از نعمت بهشت، اعمال زشت و معصیت‌های انسان، پس از توبه، به حسنات مبدّل می‌گردد و به صورت اعمال صالح، برای او مجسّم می‌شود:

«وَ الَّذینَ لا یدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا یقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا یزْنُونَ وَ مَنْ یفْعَلْ ذلِک یلْقَ أَثاماً، یضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ یخْلُدْ فیهِ مُهاناً، إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِک یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما»[ فرقان / 70- 68] ؛ و آنان که معبود دیگرى با خداوند نمى‏خوانند، و نفسى را که خدا محترم و مصون داشته، جز به حق نمى‏کشند، و زنا نمى‏کنند، و کسى که چنین کند به کیفرى  برخورد نماید، عذاب او در روز قیامت دو برابر شود و در آن عذاب همیشه به خوارى بماند،مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل شایسته نمایند،پس آنهایند که خداوند گناهانشان را تبدیل به نیکى‏ها مى‏‌کند و همواره خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.

این آیه شریفه،محو تجسّم عمل در آخرت را نیز آشکار می‌سازد. یعنی به بندگان می‌فهماند که اگر به توبه و انابه روی آورند و به سوی خداوند متعال باز گردند، عذاب الهی و دیگر آثار اخروی گناهان، محو و نابود می‌شود و افزون بر این، آثار سوء گناهان به آثار نیک محسّنات تبدیل می‌شود.

توبه، علاوه بر اینکه محو کننده و نابود کننده آثار گناهان گذشته است، موجب گشایش یک پرونده درخشان و نورانی در زندگی آینده آدمی است. پرونده‌ای که در صفحه اول آن، ثواب توبه، که بالاترین و برترین عبادات و فضائل است، ثبت شده و در دنیا و آخرت درخشندگی دارد

لعان

برخی از علماء دین و نیز برخی از فلاسفه، قائل به «لعان» هستند؛ یعنی بر این باورند که تجسّم اعمال بد انسان نابود نمی‌شود، بلکه حق‌تعالی بین شخص گنه‌کار و اثر گناه و تجسّم اعمال او، فاصله می‌اندازد.

بر اساس این اعتقاد، گناه و آثار آن نابود و محو نمی‌شود، بلکه موجود است و هیچ‌گاه معدوم نخواهد شد و پروردگار متعال از روی تفضّل، گناه را می‌آمرزد. یعنی تجسّم اعمال و رفتار ناپسند آدمی، پس از توبه بایگانی می‌شود و گناه‌کار از آن پس، آثار گناه خود را احساس نمی‌کند. در روز قیامت نیز با تجسّم اعمال بد، رسوا نمی‌شود و آن اعمال در پرونده او محاسبه نمی‌گردد. در واقع، طبق این نظریه، پرونده اعمال بد و تجسّم آن اعمال، پس از توبه وجود دارد، ولی بایگانی می‌شود و اثری ندارد.

حضرت امام خمینی! می‌فرمودند: امر توبه بالاتر از «لعان» است. و اگر کسی از گناهان گذشته خود توبه کند، پرونده آن گناهان صرفاً مختومه و بایگانی نمی‌شود، بلکه نابود می‌گردد.

آیه شریفه قرآن کریم نیز مؤید همین واقعیت است؛ آنجا که می‌فرماید:

«...یبَدِّلُ اللَّهُ سَیئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[ فرقان / 70] ؛ یعنی اعمال بد کسی که توبه کرده است، در اعمال نیکو و شایسته، بروز و ظهور می‌یابد. به عبارت روشن‌تر، توبه، علاوه بر اینکه محو کننده و نابود کننده آثار گناهان گذشته است، موجب گشایش یک پرونده درخشان و نورانی در زندگی آینده آدمی است. پرونده‌ای که در صفحه اول آن، ثواب توبه، که بالاترین و برترین عبادات و فضائل است، ثبت شده و در دنیا و آخرت درخشندگی دارد.

بنابراین، توبه، با تبدیل سیئات به حسنات، «هویت حیوانی» و زشت را که در اثر ارتکاب گناه برای آدمی پدید آمده است، به «هویت انسانی» و نیکو تبدیل می‌کند و در واقع شخصیت او را تغییر می‌دهد.

اگر اهل معرفت و کسانی که مسیر تقرّب به سوی پروردگار رحمان را می‌پیمایند، پاداشی به جز گشایش صفحه نورانی در پرونده زندگی خود و تغییر هویت و شخصیت درونی خویش، نمی‌یافتند، بس بود که قدم در راه سیر و سلوک گذارند و از منزل اوّل که منزل «توجّه» است به منزل دوّم یعنی منزل نورانی «توبه» برسند. به‌راستی منزل توبه، منزل درخشانی است و راه پر فراز و نشیب سالک را هموار می‌سازد.

مسأله تجسم اعمال از مسایل مربوط به جهان پس از مرگ است. این مسأله، گرچه شاخه‎اى از کیفر و پاداش اخروى است، ولى در بحث شهود و گواهان قیامت نیز مى‎تواند راه‎گشا باشد؛ زیرا هر گاه کردار انسان گناه‎کار در سراى دیگر تجسم یابد، خود بهترین شاهد و گواه بر جرم بوده و راه هرگونه انکار را بر او مى‎بندد.

هر کردارى که انسان انجام مى‎دهد، خواه خوب باشد و خواه بد، یک صورت دنیوى دارد که ما آن را مشاهد مى‎کنیم، و یک صورت اخروى که هم‎اکنون در دل و نهاد عمل نهفته است، و روز رستاخیز پس از تحولات و تطوراتى که در آن رخ مى‎دهد، شکل کنونى و دنیوى خود را از دست داده و با واقعیت اخروى خود جلوه مى‎کند، و موجب لذات و شادمانى، و یا عامل آزار و اندوهى مى‎گردد.

بنابراین، اعمال نیک این جهان در روزگار رستاخیز تغییر شکل داده و به صورت نعمت‎هاى بهشتى درخواهد آمد، چنان‎که اعمال به صورت آتش و زنجیر و انواع عذاب نمودار خواهند شد.


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

داستان برندها داستان تازه ای نیست. اینکه اجناس بی کیفیت را با مارک های معتبر بفروش می رسانند، اینکه جنس نامرغوب ولی رنگارنگ با داشتن مارکی دهان پرکن طرفدار بیشتری دارد، اینکه تولید کننده داخلی هم برای فروش محصولات و کالاهای خود در این آشفته بازار پوشاک باید بر روی اجناس خود مارک خارجی بزند، چیز تازه ای نیست. این قصه سر دراز دارد.

وقتی اجناس بی کیفیت و نامرغوب از راه مرزها و بصورت غیر قانونی و بعضا هم بصورت قانونی از طریق گمرک وارد کشور شده و در بازار توزیع می شوند و برخوردی جدی با آنها نمی شود، این خود باعث تشویق افرادی که در این زمینه فعالیت می کنند، می شود. اینها سود کلانی از این طریق به جیب می زنند، چرا از آن چشم پوشی کنند،وقتی کسی با آنها کاری ندارد؟!

کم نیستند کسانی که وقت و هزینه زیادی را برای برند بازی و چشم و هم چشمی می دهند تا از قافله مد عقب نباشند. این افراد به کیفیت کار اهمیت نمی دهند و فقط برایشان همین کافی است که مارکدار باشد. فرقی هم نمی کند مارکی معروف و دست اول باشد یا مارکی دست چندم و کمتر معتبر. مارکدار که باشد کافی است و همین علاقه شدید به مارکدار بودن، بازار مارکهای تقلبی را گرمتر می کند و افراد متقلب را در این وادی موفق تر و حریص تر. وقتی می توان جنس چینی را با چسباندن یک مارک تقلبی کم ارزش، که می توان آنرا به آسانی و با قیمتی اندک از بازار تهیه کرد، با چند برابر قیمت فروخت، چرا باید دنبال نمایندگی مارک های معتبر رفت که ممکن است بخاطر قیمت های بالای آنها بازاری به این گرمی نداشته باشند و فقط عده اندکی بتوانند از آنها خرید کنند؟! شاید هم این افراد به جامعه لطف می کنند، که با در اختیار قرار دادن اجناس مارکدار، علاقه افراد مارک دوست را ارضا می کنند و احساس رضایت از پوشیدن لباس مارک، هر چند تقلبی را، در افراد ایجاد می کنند!!!

اجناس چینی بخاطر نیروی کار و مواد اولیه ارزان، قیمت بسیار پایینی دارند و این خود فروشندگان داخلی را ترغیب می کند که پوشاک چینی را وارد کنند و با یک مارک تقلبی به عنوان جنس ترک یا یک مارک معتبر بفروشند. این کار با توجه به اینکه هزینه مواد اولیه و نیروی انسانی در ایران نسبت به چین، بالاتر است، ضربه بزرگی به صنعت داخلی وارد کرده است و حتی منجر به تعطیلی تولیدی ها و بیکاری کارگران آن شده است. صاحب یک تولیدی وقتی ببیند وارد کردن کالایی که تولید می کند ارزان تر از تولید آن است و سود بیشتری بدنبال دارد، تولیدی خود را می بندد و بدنبال سود بیشتر میرود یا اگر هم نخواهد کار خود را تعطیل کند و وقتی ببیند که جنس باکیفیت و خوب او در بازار آنطور که باید فروش ندارد و چشم ها بدنبال مارک ها، آن هم از نوع خارجی است، او هم مجبور می شود برای فروش بیشتر و باقی ماندن در عرصه رقابت، بر روی اجناس خود مارک خارجی بزند.

 شاید اکثر خریداران بدانند که این کالایی که می خرند، تولید داخل است و این مارک تقلبی است، اما صرفا بخاطر مارکی که بر روی آن قرار دارد، آن لباس را می خرند تا از قافله مارک پوشان عقب نمانند.

اجناس چینی بخاطر نیروی کار و مواد اولیه ارزان، قیمت بسیار پایینی دارند و این خود فروشندگان داخلی را ترغیب می کند که پوشاک چینی را وارد کنند و با یک مارک تقلبی به عنوان جنس ترک یا یک مارک معتبر بفروشند. این کار با توجه به اینکه هزینه مواد اولیه و نیروی انسانی در ایران نسبت به چین، بالاتر است، ضربه بزرگی به صنعت داخلی وارد کرده است و حتی منجر به تعطیلی تولیدی ها و بیکاری کارگران آن شده است. صاحب یک تولیدی وقتی ببیند وارد کردن کالایی که تولید می کند ارزان تر از تولید آن است و سود بیشتری بدنبال دارد، تولیدی خود را می بندد و بدنبال سود بیشتر میرود یا اگر هم نخواهد کار خود را تعطیل کند و وقتی ببیند که جنس باکیفیت و خوب او در بازار آنطور که باید فروش ندارد و چشم ها بدنبال مارک ها، آن هم از نوع خارجی است، او هم مجبور می شود برای فروش بیشتر و باقی ماندن در عرصه رقابت، بر روی اجناس خود مارک خارجی بزند. شاید اکثر خریداران بدانند که این کالایی که می خرند، تولید داخل است و این مارک تقلبی است، اما صرفا بخاطر مارکی که بر روی آن قرار دارد، آن لباس را می خرند تا از قافله مارک پوشان عقب نمانند.

وقتی تبلیغات برای اجناس و مارک های خارجی زیاد است و وارد هر مغازه ای می شوید از جنس ترک و اروپایی تعریف می شود و جنس ایرانی را بی کیفیت معرفی می کنند، وقتی نظارتی بر روی ورود غیر قانونی پوشاک از طریق مرزها وجود ندارد، وقتی مواد اولیه ارزان در اختیار تولیدی ها قرار نگیرد، وقتی حمایت دولتی وجود نداشته باشد، نباید انتظار پیشرفت صنعت پوشاک داخلی را داشت.

وقت آن رسیده که دولت تدابیر جدی تری در این زمینه اتخاذ کند و برای بقا و پیشرفت صنعت پوشاک داخلی، سیاست ها، نظارت ها و حمایت های کاربردی تری را دنبال کند. اینکه صرفا ما نمایشگاه مد و پوشاک ایرانی داشته باشیم کافی نیست، باید زمینه های فرهنگی مناسب را ایجاد کرد، باید بستر سازی کرد و از نظر ذهنی مردم را آماده پذیرش کالاهای داخلی به جای کالاهای خارجی نمود و این میسر نمی شود مگر با تبلبغات صحیح و بالا بردن کیفیت محصولات و حمایت هایی که از محصولات داخلی می شود.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

گرچه بر اساس روایات هیچ دست نیازمندی، وقتی به سوی خداوند دراز شود، خالی بر نمی‌گردد و به گفته بعضی از بزرگان لااقل یکی از فواید دعا اصلاح جوهر نفس ناطقه و زبان استعداد است که در سایه دعا و تقرّب به خدا نصیب انسان می‌شود. امّا اگر حاجتی موردنظر باشد و با دعا حاصل نشود، سبب عدم اجابت را انسان باید در اعمال و کارهایش جستجو نماید، چون پیش‌آمدها و حوادث و یا عدم پذیرش دعاهای انسان بدون ارتباط با عمل انسان نیست، گرچه به گفته برخی بزرگان در بعضی از موارد نسبت بین عمل و جزاء انسان ممکن است درک کند و یا بعضی موارد را به طور اندک آگاهی پیدا کند، امّا در بسیاری از موارد از درک ارتباط عمل با حوادث نظیر عدم استجابت دعا انسان عاجز است. امّا باید گفت ارتباط قطعی میان آن‌ها برقرار است، لذا در دعای کمیل در این زمینه آمده: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیّر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء،اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء»؛ خدایا بیامرز برایم گناهانی که دگرگون می‌سازد، نعمت‌ها را، خدایا بیامرز برایم گناهانی که از اجابت دعا جلوگیری می‌کند، خدا بیامرز گناهانی را که سبب نزول حوادث ناگوار می‌شود.

و هم چنین در برخی روایات آمده: «الذنوب التی تردّ الدعا و تظلم الهواء عقوق الوالدین»؛ گناهانی که سبب رد شدن دعا و باعث تشویش فکر می‌شود عاق والدین (نارضایتی پدر و مادر) است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اگر خواستید دعای شما مستجاب شود، ابتدا از غیر خدا قطع امید کرده و ناامید شوید تا دلتان به هیچ قدرتی جز حق تکیه نکند . آنگاه دعا کنید یقینا این دعا مستجاب است . »

گاهی به زبان دعا می‌کنیم اما از کد ارتباطی دل غافلیم . در دعا باید تمام ذرات وجود انسان مظهر خواستن و طلب گردد و واقعا آنچه می‌خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت در آید

خدای سبحان می‌فرماید: «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.» اله و رب آن است که بتواند مضطر را اجابت کند و آن‌ها که قدرت اجابت مضطر را ندارند، اله نیستند . آن کس که نظام آفرینش را آفرید خدا است و هم او مشکلات شما را حل می‌کند.(26) در یک لحظه می‌تواند پاسخگوی همه خلایق باشد; «یا مجیب الدعوات; ای پاسخگوی درخواست‌ها . »

 

از کد ارتباطی دل غافل نباشید !

گاهی به زبان دعا می‌کنیم اما از کد ارتباطی دل غافلیم . در دعا باید تمام ذرات وجود انسان مظهر خواستن و طلب گردد و واقعا آنچه می‌خواهد به صورت یک احتیاج و استدعا و حاجت در آید . همان طوری که اگر در یک نقطه بدن احتیاجی پیدا شود، تمام اعضا و جوارح شروع به فعالیت می‌کنند و حتی ممکن است عضوی به مقدار زیاد از کار خود بکاهد برای جبران آن احتیاج; مثلا اگر تشنگی بر انسان غلبه کند، اثر تشنگی در وجنات وی هویدا می‌گردد و حلق و کبد و معده و لب و زبان و کام همه می‌گویند: آب. اگر هم در آن حال بخوابد، آب را خواب می‌بیند; چون واقعا بدن محتاج آب است .

حال روحی و معنوی انسان که جزئی از عالم خلقت است، نسبت به کل جهان همین گونه است . روح انسان جزئی است از عالم وجود . اگر واقعا خواهش و احتیاجی در وجودش پیدا شود، دستگاه عظیم خلقت او را مهمل نمی‌گذارد . فرق است بین خواندن دعا و دعای واقعی . تا دل انسان با زبان هماهنگی نداشته باشد، دعای او واقعی نیست .

فرمول های استجابت دعا

1- همیشه با حال یقین دعا كن و مطمئن باش خدای مهربان هر دعای خوبی رو مستجاب می‌كند؛ حالا اگر به صلاحت باشد نقدی و گرنه در حساب شما واریز می‌شود و در روزی كه مصلحت باشد به شما پرداخت می‌شود كه دراین‌باره در روایت‌ها آمده، در روز قیامت، بنده‌ای پرونده‌اش را نگاه كرده و با مشاهده اعمال نیك و ثواب‌های ریز و درشتی كه پرونده‌اش را زینت داده، با تعجب، سوال می‌كند؛ اینها از كجا آمدن؟ كه جواب می‌رسد؛ این نعمت‌ها و حسنه‌ها جبران دعاهایی است كه در دنیا از خدا خواستی ولی به خاطر مصلحت و حكمت در آن زمان مستجاب نشد. و حالا در این زمان جبران كرد‌ه‌ایم.

در ادامه این روایت آمده است، این بنده با دیدن این لطف و كرم خدا، آرزو می‌كند، ای كاش هیچ یك از دعاهایش پیش از این مستجاب نمی‌شد و حواله همه آنها را در این زمان دریافت می‌كرد.

2- توسل به انسان‌های آبرودار بزرگی همانند پیغمبر (صلی الله علیه وآله) و فرزندان پاكش و واسطه قرار دان آنها بین خود و آفریدگارمان.

3- بعد از هر نماز، اوقات مخصوصی مثل شب قدر، وقت نزول باران و زیر قبه و بارگاه معصومین (علیهم السلام) بهترین جا برای دعاست.

4- دعاهای خود را به ذكر صلوات آغشته كنید، در روایت‌ها آمده است، صلوات دعایی مقبول بوده كه هیچگاه رد نمی‌شود و خدا دعایی را كه اول آخرش صلوات باشد رو سریعتر احابت می‌كند؛ مگر می‌شود اول و آخر دعایی قبول باشد ولی بین آن نه؟

گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می‌شود و در دنیا خواسته‌اش بنابر مصالحی داده نمی‌شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی‌شود

5- قبل از دعا خودت رو پاك كن، حسابت رو با خدا روشن كن و صادقانه در درگاه او حاضر شو، امام باقر (علیه السلام) در این باره می‌فرماید: كسی كه واقعاً از گناهانش توبه كند همانند كسی است كه تازه از مادر متولد شده، پاك، پاك است.... و خدا تقاضای پاكان رو بهتر می‌پذیرد.

6- هنگام دعا با بلند كردن دست‌های خود به سمت آسمان با تضرع و ناله از خدا حاجت خود را بخواهید، چه بسا كه اگه در حال سجده نیز دعا كنی زودتر به مقصد می‌رسی.

 

راه دعا از دیدگاه امام صادق(علیه السلام)

شخصی خدمت امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: دو آیه در قرآن است که تأویل و معنای آن را نمی‌دانم. یکی «ادعونی استجب لکم» است، که ما هر چه دعا می‌کنیم، اجابت نمی‌شود. حضرت فرمود: «من سر عدم اجابت دعایتان را به شما می‌گویم. اگر تو خدا را در آن چه دستور فرموده اطاعت کنی و آن گاه او را بخوانی، دعایت را اجابت می‌کند، ولی تو با (دستورهای) او مخالفت کرده، نافرمانی‌اش می‌کنی. او نیز اجابت نمی‌کند. با این حال، اگر خدا را از راهش بخوانی - اگر چه گناهکار باشی - خدا دعایت را مستجاب می‌کند».

آن شخص پرسید: راه دعا چیست؟ فرمود: «نماز که خواندی، ابتدا تمجید کرده، او را به بزرگی می‌ستایی و به هر نحو که می‌توانی، حمد و ستایش می‌کنی، سپس بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) و آلش درود می‌فرستی و به تبلیغ رسالتش گواهی می‌دهی، و بر ائمه هدی سلام می‌دهی، آن گاه نعمت‌های خدا را بر خود می‌شماری و او را به خاطر آن‌ها ستایش و شکر می‌کنی.

بعد به گناهان خود یکایک اعتراف می‌کنی و هر کدام را که به یاد داری، اقرار می‌نمایی. هر کدام را به خاطر نداری، به طور سربسته به زبان می‌آوری و از همه گناهان به درگاه خدا توبه می‌کنی و تصمیم می‌گیری که دیگر گناه نکنی و از روی پشیمانی و صدق نیت و خلوص، و در بیم و امید از آن‌ها استغفار و طلب آمرزش می‌کنی، سپس می‌گویی: «اللهم انی أعتذر الیک من ذنوبی و استغفرک و أتوب الیک فأعنی علی طاعتک و وفّقنی لما اوجبت علیّ من کل ما یرضیک فانی لم أر أحداً بلغ شیئاً من طاعتک الا بنعمتک علیه قبل طاعتک، فأنعم علیّ بنعمة أنال به رضوانک و الجنةَ. بعد از رعایت این مراتب، حاجت خود را بخواه، که امیدوارم خدا ناامیدت نکند و حاجتت را برآورد».

 

چند تذکر:

1 - گاهی با وجود تمام شرایط دعا، دعا مستجاب نمی‌شود، چون به مصلحت ما نیست، یعنی چیزی را طلب می‌کنیم که به سود ما نیست، اگر چه می‌پنداریم به نفع ما و خیر است.

نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه خود دعا و مناجات با خدا،‌ صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، ارزش دارد و به اصطلاح طلب مهم‌تر از مطلوب است

2 - گاهی دعا مستجاب می‌شود، ولی از روی مصالحی تحقق عملی آن به تأخیر می‌افتد، حتی ممکن است تا بیست سال طول بکشد تا محقق گردد.

3 - در روایت است خداوند وقتی بنده‌ای را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می‌اندازد تا بنده‌اش با او راز و نیاز گوید. از این رو مؤمنان ثابت قدم هیچ گاه از تکرار دعا مأیوس نمی‌شوند، بلکه می‌گویند:

                               دست از طلب ندارم تا کام من برآید                  یا جان رسد به جانان یا جان ز تن درآید.

4- گاهی اجابت دعاها در آخرت به صورت پاداش نمایان می‌شود و در دنیا خواسته‌اش بنابر مصالحی داده نمی‌شود. اگر کسی بداند خداوند در عوض عدم اجابت دعا در دنیا، چه پاداشی برای او در آخرت در نظر گرفته است، هرگز نا امید نمی‌شود. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «روز قیامت خداوند متعال می‌فرماید: ای بندة من!‌ تو مرا خواندی و من اجابتت را به تأخیر انداختم. اکنون ثواب و پاداش تو چنین و چنان است. پس مؤمن آرزو می‌کند که کاش هیچ دعایی از او در دنیا اجابت نمی‌شد، برای آن ثواب و پاداش نیک که می‌بیند».

از روایات استفاده می‌شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد.

امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: «دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد: یا برای او در آخرت ذخیره می‌گردد ، یا در دنیا برآورده می‌شود ، یا بلایی را که می‌خواست به او برسد،‌ از وی می‌گرداند».

علاوه بر مطالب یاد شده، همیشه به این نکته توجه داشته باشید که نماز و روزه و دعا و غیره، مطلوبیت ذاتی دارند و فلسفه دعا تنها بر آوردن حوائج به ویژه خواسته های دنیوی نیست، بلکه خود دعا و مناجات با خدا،‌ صرف نظر از اجابت یا عدم اجابت، ارزش دارد و به اصطلاح طلب مهم‌تر از مطلوب است.


نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

وقتی که داریم در خیابان راه می رویم و به مغازه ها نگاهی می اندازیم می بینیم به ازای هر چند تا مغازه یک مغازه فروش لوازم آرایشی و بهداشتی وجود داره که تقریبا هیچ وقت خالی از مشتری نیستند و در بیرون از مغازه ها افرادی رو می بینیم که تا جایی که امکان داشته خود را نقاشی کرده اند و به خود انواع و اقسام بدلیجات و زیور آلات آویزان کرده اند .

وارد اینترنت که می شویم به دنبال هر سرچی به تبلیغات دامنه دار وسایل دلبری و جذابیت برخورد می کنیم و به دنبال آن تبلیغ انواع و اقسام وسایل بهبود بخشی روابط جنسی و کسب لذت بیشتر را با زرق و برق و شعار های نوع دوستی و خانواده دوستی عرضه می کنند،به بهانه تحکیم بنیان خانواده ها ،و مشتریان و دلبستگان این قبیل تبلیغات مردان و زنانی هستند که نه تنها خانواده ای ندارند که در تحکیم بنیانش بکوشند بلکه با هزار رنگ و لعاب و فریب از جنس همین محصولات به اصطلاح اثر بخش شیرازه خانواده های دیگران را از هم می پاشند تا لحظات شیطانی خود را سپری کنند و به قیمت خون کردن دل دیگری دمی خوش باشند.

و در عجب می مانیم که  چه بر سر بعضی از مردان و زنان آمده و می خواهند تا کجا پیش بروند؟ واقعا این نیرویی که درون آنهاست چقدر زیاد است که حاضرند تمامی احکام و قوانین و آبرو و حیثیت و هستی خود و دیگران را به خطر بیندازند تا به مقصود شوم خود برسند.

چند سال پیش مطلبی می خواندم که حیواناتی که حضرت ابراهیم مأمور شد که ذبح کند و بعد هر قسمت از آنها را سر کوهی قرار بدهد آن حیوانات با منطق و دلیل انتخاب شده بودند .

بعضی از آدما از حیوانات هم پست تر می شوند چون : مثلاً خروس اجازه نمی دهد هرکسی به خانوادش نزدیک شود ولی بعضی از آدم ها را می بینیم که خانواده خودشان را هزار مدل درست می کنند و همه جا می برندشان و فقط غیرتشان به این است که اجازه نمی دهند کسی آنها را لمس کند و گرنه نگاه که مشکلی ندارد هرکی می خواهد نگاه کند حالا هر نگاهی هم باشد هیچ اشکالی ندارد حلال حلال بفرمایید نگاه کنید

یکی از آنها طاووس بود حضرت ابراهیم مأمور شد تا طاووس را ذبح کند چون یک صفت زشت در طاووس بود و آن غرور بود.

یکی دیگر مرغابی بود خداوند دستور داد تا مرغابی را ذبح کند چون این پرنده لجن خوار است که همان کنایه از لقمه حرام بود.

یکی دیگه خروس بود چون خروس علاوه بر صفت زیبای غیرت، شهوتران بود دستور دادند تا این پرنده ذبح شود برای اینکه شهوت رانی از وجود انسان ها بیرون رود.

و آخرین پرنده کلاغ بود زیرا در کنار صفات بسیار خوبی که این پرنده دارد مثل اینکه تا حالا کسی جفت گیری این پرنده رو ندیده این پرنده دارای یک صفت زشت بود چون همانطوری که بارها و بارها از رسانه های مختلف دیده ایم این پرنده عاشق زر و زیور و طلا و هر چیز براق است حضرت دستور داد تا این پرنده کشته شود برای اینکه حب و علاقه شدید به دنیا از وجود انسان ها بیرون رود.

 

این مطلب مقدمه ای بود برای بحث اصلی و آن این که :

ما در قرآن می خوانیم بعضی از انسان ها به جایی می رسند که حتی از حیوانات هم پست تر می شوند وقتی مطلب بالا را می خوانیم کمی این آیه را می فهمیم که چرا خداوند این مطلب را فرموده است .

بعضی از آدما از حیوانات هم پست تر می شوند چون : مثلاً خروس اجازه نمی دهد هرکسی به خانوادش نزدیک شود ولی بعضی از آدم ها را می بینیم که خانواده خودشان را هزار مدل درست می کنند و همه جا می برندشان و فقط غیرتشان به این است که اجازه نمی دهند کسی آنها را لمس کند و گرنه نگاه که مشکلی ندارد هرکی می خواهد نگاه کند حالا هر نگاهی هم باشد هیچ اشکالی ندارد حلال حلال بفرمایید نگاه کنید .

کلاغ را می بینم که تا حالا هیچ کسی جفت گیریش را ندیده است اما در جامعه ما برای بعضی از آدم ها کاملا عادی است که چند نفر جمع شوند یک کاری بکنند بعد این را پخش کنند که باعث افتخارشان شود.

«أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ »؛ «آنها چون چهارپایانند بلكه گمراه‏ترند، و آنان غافلانند»

همین آدم ها که اکثرا هم ذره ای عفت کلام ندارند همدیگر را به اسم حیوانات صدا می زنند و قاه قاه می خندند و فریاد می کشند باید به این ها گفت نام های خودتان بر شما مناسب تر است وقتی که حتی از حیوانات هم پست تر شده اید .و از خداوند متعال عاجزانه می خواهیم که ما را از سقوط به دره حیوانیت برهاند و دستمان را بگیردتا انسان شویم انسان بمانیم و انسانیت را دریابیم .إن شاء الله 

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

صداقت

صداقت و راستی صفتی است که بشر امروز کمتر آن را تجربه می‌کند. رشد روز افزون بزهکاری، طلاق و مفاسد اجتماعی - اخلاقی ریشه در دروغ دارد. انسان‌های امروز قبل از هر چیز برای داشتن یک جامعه سالم، به صداقت احتیاج دارند، اما متأسفانه امروز مفهوم صداقت بسیار کمرنگ شده است و بسیاری راستگویی را ساده‌دلی می‌دانند.

اسلام با دروغگویی و دروغگویان مبارزه می‌کند تا جایی که دروغگویان را دشمنان خدا معرفی می‌کند و آنان را مورد نکوهش و سرزنش قرار می‌دهد.

این مقاله به بررسی مفهوم صداقت و تأثیرات آن در جامعه اسلامی می‌پردازد.

امام علی علیه السلام در تعریف صداقت فرموده‌اند: «صدق همان مطابقت سخن با وضع الهی و دروغ ناهماهنگی سخن با وضع الهی است.» (غررالحکم ج1ص40)

صداقت از صفات بسیار ارزشمند انسان است و بارها در قرآن و احادیث بر انسان‌های بزرگ اطلاق شده که صداقت راه و رسم انبیاء و بزرگان است.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «خداوند پیامبران را نفرستاد، مگر اینکه دعوت آنها به صداقت و امانتداری بوده است.» (الکافی ج2ص104)

در متون اسلامی صداقت و ایمان با هم برابرند و هر کس صادق است، با ایمان نیز هست. از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند: «آیا مؤمن بخیل یا ترسو است؟» پیامبر فرمودند: «آری» پرسیدند: «آیا دروغگو هست؟» فرمودند: نه» (جامع السعادت ج2ص322)

انواع راستی

راستی در گفتار:

اولین مرحله راستی در گفتار است. انسان‌های دروغگو بسیار غیر قابل تحمل هستند.کسی که گفتار و نیتش بر راستی و صداقت نباشد کی می تواند عامل به آن باشد .

راستی در اعمال:

راستی در اعمال نیز بسیار حائز اهمیت است؛ مؤمن باید مراقب باطن خود نیز باشد. در قرآن آمده است: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا سخنی می‌گویید که عمل نمی‌کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نکنید.» (صف آیه 3و2)

راستی و پندار:

انسان باید در اعمال خود نیز صداقت داشته باشد. راستی و درستی حتی در اندیشه و نیت انسان مؤثر است و انسانی که نیت صافی ندارد، اعمالش مورد قبول نیست. «انما الاعمال بالنیات: اعمال آدمی به نیات او بستگی دارد.» (بحارالانوار ج78ص312)

راستی در عمل:

عمل انسان نیز باید با صداقت همراه باشد و در آن خلوص جاری شود. فقط به خوبی اظهار کردن، ولی عمل نکردن سودی ندارد و ادعایی بیش نیست.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «مردم را با غیر زبانتان به کار نیک فرا بخوانید، تا کوشش راستی پرهیزکاری را از شما مشاهده کنند.» (الکافی ج2ص86)

صداقت در نیکی کردن:

بسیاری نیکی می‌کنند، ولی هدفی جز رسیدن به منافع ندارند و عملشان از روی محبت، صداقت و ایمان نیست و اگر به کسی خوبی می‌کنند، می خواهند از طریق او به پست و مقام یا منفعتی دست پیدا کنند.

 

اثرات راستی

مهر و محبت:

انسان‌هایی که صادق هستند، مورد توجه و محبت دیگران نیز هستند. افراد می‌توانند به راحتی به آنها اعتماد کنند.

امام علی علیه السلام می‌فرمایند: «انسان راستگو سه نعمت دارد: اعتماد نیک مردم، محبت دیگران و شکوه عظمت.»

بزرگی مقام:

انسان راستگو به دلیل صداقت تا اوج می‌رود و رشد می‌کند. صداقت باعث سعادت و نیک فرجامی در زندگی بشر است.

جلب اعتماد دیگران:

کسی که صادق است، اعتماد دیگران راحت‌تر جلب می‌کند. متأسفانه امروزه دروغ رواج پیدا کرده است و در رسانه‌ها و ... بسیار دروغ شنیده می‌شود که باعث بی‌اعتمادی افراد به یکدیگر می‌شود. کاسبی که دروغ می‌گوید، به راحتی مشتری خود را از دست می‌دهد. مردی یا زنی که به همسرخود دروغ می‌گوید، همسرش او را باور نمی‌کند.

پرهیز از گناه:

از دیگر اثرات صداقت در زندگی بشر پرهیز از گناه است. انسان راستگو به دلیل آبروداری و انسانیت دروغ نمی‌گوید و از گناه دور است. شخصی نزد حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله  آمد و فرمود گرفتار 4 گناه هستم: «زنا، شراب‌خواری، دزدی و دروغ؛ کدامیک را ترک کنم؟» حضرت فرمود: «دروغ» او تصمیم به ترک عمل نامشروع گرفت و به خود گفت: «فردا پیامبر از من سؤال می‌کند، اگر دروغ بگویم، پیمان شکستم و اگر راست بگویم، بر من حد می‌زنند...» در مورد شراب و دزدیدن هم همین فکر را کرد؛ پس نزد پیامبر آمد و گفت: «ای پیامبر خدا، تمام راه‌های گناه را بر من بستی و من هم آنهارا ترک کردم (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج6 ص357)

عوامل ایجاد راستگویی در انسان

راستگویی نیز یکی از صفاتی است که باید کسب شود و به راحتی انسان آن را به دست نمی‌آورد. راه‌های به دست آوردن راستگویی موارد زیر است:

عزت نفس:

افرادی که عقده و کمبود دارند دروغ می‌گویند. دروغ‌گو کم‌بین است و ضعف شخصیت دارد. این افراد برای بهتر جلوه دادن خود دروغ می‌گویند تا بتوانند جلب توجه کنند و یا به منفعتی دست یابند.

ایمان به خدا:

 کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، نمی‌تواند دروغ بگوید.

تربیت درست:

انسان‌هایی که از کودکی به دروغگویی عادت کرده‌اند و تربیت صحیح ندارند، به راحتی دروغ می‌گویند و بر خلاف واقع عمل می‌کنند. سخت‌گیری، مسئولیت زیاد و... باعث می‌شود که کودکان دروغ بگویند؛ کودکانی که به خاطر هراس از تنبیه غیر منطقی والدین خود دروغ می‌گویند. در حالی‌که با مطالعه و دقت می توان فرزندانی خوب و با ایمان تربیت کرد.

نشانه صداقت:

انسان‌های راستگو دارای ویژگی‌های منحصر به‌فرد خود هستند که از نشانه‌های آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

ادای امانت:

انسان‌های امانتدار راستگو نیز هستند و انسان‌هایی که در امانت خیانت می‌کنند، نمی‌توانند انسان‌های صادقی باشند. حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «صداقت، امانت و دروغ، خیانت است.» (غرر الحکم ودررج1ص13)

اسلام صرف خواندن نماز و روزه گرفتن را اسلام نمی داند، بلکه صداقت و یکرنگی در تمام جوانب را اسلام و انسانیت قلمداد می‌کند. از این روست که باید دقت کرد تا مبادا فریب ظواهر را خورد و با توجه به ایمان ظاهری انسان‌ها به ایشان اعتماد کرد

عمل به تعهدات:

کسی که به تعهدات خود پایبند نیست، نمی‌تواند انسانی صادق باشد منظور کسی است که قول به انجام دادن کاری می‌دهد و یا برای کاری قرارداد می‌بندد، اما متعهد به آن نمی شود. حضرت علی علیه السلام فرمودند: «ای مردم، همانا وفا همزاد راستی است.» (نهج البلاغه خطبه 41)

 

خصوصیات انسان صادق

رؤیای صادقانه:

روح انسان غیرمادی است و می‌تواند تا آینده برود و آینده را ببیند. انسان‌های راستگو خواب‌های راست می‌بینند و خوابشان به واقعیت تبدیل می‌شود.

یکسانی عمل و گفتار:

انسان‌های راستگو عملشان با گفتارشان برابری می‌کند و نمی‌گویند آنچه را که به آن عمل نمی‌کنند و بدان پایبند نیستند. متأسفانه دو چهره بودن و دوزبانه بودن باعث از بین رفتن بسیاری از ارزش‌های انسانی شده است و انسان‌های چند چهره را نمی‌توان به راحتی از هم تشخیص داد.

امام باقر علیه السلام فرمودند: «بد انسانی است آن که دو چهره و دو‌زبانه باشد؛ هنگامی که دوست خود را می‌بیند، در حضورش تعریف می‌کند، ولی پشت سر او غیبت می‌کند.» (بحارالانوار ج72ص202)

متأسفانه امروز انسان‌های صادق از انسان‌های کم شعور و بی‌درایت کم ارزشتر تلقی می‌شوند و هر کس دروغ بیشتری بگوید، کاردان‌تر و شایسته‌تر به نظر می‌آید. راستی و درستی در اصل برای شناختن انسان‌هاست.

امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «به فزونی نماز و روزه و زیادی حج و زکات و انفاق و عبادت شبانه برخی نگاه نکنید، به راستگویی و ادای امانت آنها توجه کنید.» (میزان الحکمه ج3ص2674)

از این آیات و روایات برمی‌آید که اسلام صرف خواندن نماز و روزه گرفتن را اسلام نمی داند، بلکه صداقت و یکرنگی در تمام جوانب را اسلام و انسانیت قلمداد می‌کند. از این روست که باید دقت کرد تا مبادا فریب ظواهر را خورد و با توجه به ایمان ظاهری انسان‌ها به ایشان اعتماد کرد.

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

شما ممکن است در ابتدای امر هر چیزی را در گوشی همراه خود بریزید اما حتما همه آن‌ها را نگه نمی‌دارید و بعضی را پاک می‌کنید اما می‌دانید که هر چیزی که می‌بینید در کتاب روح و قلب شما ثبت می‌شود و معمولا قابل پاک شدن نیست حالا با این وجود باز هم به هر صحنه ای که هزاران انسان کثیف دست اندرکار آن بوده‌اند نگاه می‌کنید ؟

اشاعه فحشا:

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ( سوره نور – آیه 19)

کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا کند ، عذاب دردناکی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید.

فناوری بلوتوث امروزه با فراگیر شدن گوشی‌های همراه در جامعه ما و بالاخص در دست جوان‌ها یکی از کاربردهایی است که بیشتر از جنبه منفی آن استفاده می‌شود و امروزه در خدمت اهداف خبیث سلطه گران در جهت دین زدایی از کشورهای اسلامی می‌باشد.

بلوتوث امروزه به منزله جریان دادن و انشعاب دادن و " اشاعه " سیل مادیگرایی و شهوت پرستی و لاقیدی در رگهای حیاتی اجتماع است ، که افراد خبیثی که مورد خطاب آیه فوق می‌باشند و سازندگان فحشا از زمینه های موجود در شخصیت جوان‌ها مثل : کنجکاوی و نفس گرائی و تفریح آن‌ها استفاده می‌کنند و تصاویر مستهجن ، لحظه های خصوصی افراد ( که راضی به پخش آن‌ها نیستند ) و تمسخر افراد و گروه‌ها را مانند ویروس وارد دستگاه گیرنده فکری و فرهنگی آنها می‌کنند ، آیا فکر می‌کنید پخش اینگونه بلوتوثها چیزی جز اشاعه و شیوع فحشا است که خداوند تبارک و تعالی وعده عذاب دردناک برای آن داده است از برای کسانی که می‌خواهند جوان‌ها ما دیگر نتوانند یا الله و یا علی بگویند !!

عذاب اینگونه افراد طبق آیه شریفه نه تنها در آخرت بلکه در دنیاست که موجب رسوایی و بدبختی آن‌ها خواهد شد .

بلوتوث خوب :              

" تَعاوَنوا علی البِِرِّ و التقوی... " بر کارهای خوب و نیک و همچنین پارسایی و تقوا همدیگر را کمک کنید  سوره مائده آیه2

استفاده خوب و مفید از فناوری بلوتوث بدین گونه است که شما متوجه مطلب و فایل مفیدی در گوشی یکی از دوستانتان می‌شوید و تقاضا می‌کنید که آن را برای شما بفرستد و بلوتوث کند یا اینکه او چنین کاری را برای شما می‌کند که البته مسلمانان با ایمان و عاقل همیشه به دنبال مطالب مفید و حقایق هستند نه بلعکس ، که اینکار در جهت کمک یکدیگر در راه رشد و دسرسی به خوبی‌هاست که قرآن بدان دستور داده است و در اکثر موارد به خاطر همین جنبه های مثبت است که اینگونه فناوری‌ها اختراع می‌شوند ، امام صادق علیه السلام فرمودند : هر کس برای یاری رساندن دیگران گامی بر دارد پاداش مجاهد و رزمنده دارد . ( وسائل ج 8 – ص 2-6 )

بلوتوث بد !!

" ... وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ " ( سوره مائده ، آیه 2 )

یکدیگر را در گناه کردن و دشمنی کمک نکنید و از خدا بترسید که عقاب خدا سخت است .

اما متاسفانه در بسیاری از موارد ما از یک فناوری جدید استفاده درست نمی‌کنیم و در خلاف مسیر رشد از آن استفاده می‌نماییم که باید از خدا بترسیم و یکدیگر را در گناه کردن کمک نکنیم که در این صورت مورد خشم و عذاب خداوند واقع می‌شویم و امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند : کم مِن نظرةٍ جلبت حسرةً ، بسا نگاهی که حسرت و افسوس به بار می‌آورد " غررالحکم "  باید در اینگونه موارد که میدانیم چیزی که طرف مقابل می‌خواهد برای ما بفرستد یک مطلب پست و عکس یا فیلم مستهجن و زشتی است ، شجاع باشیم و بر هوای نفس خود غلبه نماییم که " گر بر سر نفس خود امیری مردی " و نه ، گفتن به این گونه افراد و اینگونه بلوتوثها را بیاموزیم که مولای ما شیعیان می‌فرماید : بر هواهای نفسانی خویش غلبه کنید و بجنگید با آن‌ها که به راستی اگر آن‌ها شما را در بند کشند به دورترین مهلکه‌ها در اندازند . " غررالحکم "

                           

بلوتوث خوب و بد :

امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند : بپرهیز از افتادن در چیزهای شبهه ناک و حریص بودن به خواستهای نفسانی که آنها می کشانند تو را به افتادن در حرام و ارتکاب بسیاری از گناهان ." غررالحکم"

امروزه در خیلی از افراد استفاده از بلوتوث به این گونه است که در مکانهای شلوغ و پر رفت و آمد بلوتوث خود را روشن می‌گذارند تا اینکه یک ناشناس چیزی برای آن‌ها ارسال کند که اغلب این افراد فایلهای آلوده به مطالب شهوانی را رد و بدل می‌کنند که در اینجا چند مطلب قابل توجه است ؛

یک اینکه یک فرد هدفمند و با شخصیت از هر شخصی هر فایلی را دریافت نمی‌کند و با هر انسانی اعم از خوب و بد ارتباط برقرار نمی‌کند که چنین ارتباطی می‌تواند پشیمانی به بار آورد .

دوم اینکه در سایتی می‌خواندم شورای مفتیان عربستان سعودی با صدور حکمی استفاده از تلفن همراه مجهز به بلوتوث را در این کشور حرام اعلام کرده است به این خاطر که فناوری بلوتوث تلفن همراه در صورت فعال بودن قابل جستجو توسط گوشی‌های دیگر خواهد بود و صاحبان گوشی های مجهز به بلوتوث قادر خواهند بود فایل های تصویری اعم از عکس و یا فیلم و نیز فایل های صوتی گوشی های اطراف را به آسانی دریافت کنند و این فن آوری جدید را با تعالیم اخلاقی و آموزهای دین مخالف دانسته‌اند حالا قضاوت بامایی است که تقید و تعهد خود را متقن تر از عربها می‌دانیم ، با این وجود ما باید چه کنیم و چه تصمیمی بگیریم ؟

دیدن همه چیز!!

" قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ " به مومنین بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرم فرو گیرند " وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ " و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاه هوس آلوده فرو گیرند. (سوره نور آیه 31 و 30)

در دین ما به مسلمانان گفته می‌شود که همه چیز ارزش دیدن ندارد بلکه بعضی تصاویر در روح و شخصیت تو اثر تخریبی دارند.

اما یک سئوال ، شما ممکن است در ابتدای امر هر چیزی را در گوشی همراه خود بریزید اما حتما همه آن‌ها را نگه نمی‌دارید و بعضی را پاک می‌کنید اما می‌دانید که هر چیزی که می‌بینید در کتاب روح و قلب شما ثبت می‌شود و معمولا قابل پاک شدن نیست حالا با این وجود باز هم به هر صحنه ای که هزاران انسان کثیف دست اندرکار آن بوده‌اند نگاه می‌کنید؟

اکثر بلوتوثهای مخرب دارای تصاویر شهوت انگیز هستند که توجه جوانان کم اراده را به خود جذب می‌کنند

. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می‌فرمایند : زنای چشم نگاه حرام و نارواست . "نهج الفصاحه"

حال که این بحث مطرح است از یوسف زیبا باید یاد کنیم که رو از شهوت حرام برگرداند و چشم به رحمت پروردگار مهربان خود داشت آنجا که وقتی فضا محیای گناه کردن او بود گفت : معاذ الله انّهُ ربّی احسَنَ مثوایَ انّهُ لا یفلح الظالمون ؛ یوسف گفت : پناه می‌برم به خدا ، او صاحب نعمت من است مقام مرا گرامی داشته و مسلماً ظالمان رستگار نمی‌شوند. (سوره یوسف آیه 23)

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |

اهل «اینجا» نبود. مال «آبادی» دیگری بود. در سرش سودای دیگری داشت. پی «چیزی» می‌گشت. به دنیا پشت كرده بود.

1- اهل «اینجا» نبود. مال «آبادی» دیگری بود. در سرش سودای دیگری داشت. پی «چیزی» می‌گشت. به دنیا پشت كرده بود. انگار كل دنیا از چشمش افتاده بود! به قول همسرش: «هیچ وقت از دنیا حرف نمی‌زد.» زندگی ساده‌ای داشت، لباس ساده می‌پوشید. در بند مو و اینطور چیزها نبود. می‌گفت: «به نظر من هر آدمی دو دست لباس داشته باشد بس است. یك دست را بپوشد، یك دست را بشوید.» گفتم كه این مرد «ساده بود و تمیز» حواسش خیلی جمع بود كه مبادا گرفتار عافیت و رفاه‌طلبی شود. از تجمل و اسراف شدیداً پرهیز داشت. به همسرش مدام سفارش می‌كرد: «درست زمانی بروید خرید كه واقعاً معطل مانده باشید.»

2- هرگاه دلش می‌گرفت، سجاده‌اش را پهن می‌كرد و به نماز می‌ایستاد. علاقه خاصی به نماز داشت. «بنده» خدا بود و از عبادت لذت می‌برد. سعی می‌كرد نماز شبش ترك نشود حتی در دل جنگ. نماز شبش اغلب طولانی می‌شد. حتی گاهی نماز شب را در پشت‌بام می‌خواند. بعضی وقت‌ها نمازش كه تمام می‌شد، سرسجاده‌اش می‌نشست بدون اینكه حرفی بزند. فقط سكوت می‌كرد. به مستحبات بیشتر اهمیت می‌داد. می‌گفت: «مستحبات بیشتر آدم را به خدا نزدیك می‌كند.»

3- بیش از آنكه اهل مبارزه و جنگ باشد، اهل مطالعه و اندیشه بود. مطالعه كردنش با دیگران فرق داشت. سرسری نمی‌خواند. اهل تعمق و تأمل بود. عمیق می‌خواند به قول همسرش: «چیزهایی كه خوانده بود، خواندن تنها نبود، در تن و روحش نشسته بود.» انس و الفت عجیبی با قرآن داشت. باز به قول همسرش: «قرآن در روحش نشسته بود.» حمید درس مبارزه را هم خوب آموخته بود، به همین خاطر عرفان و جهاد را با هم یكی كرده بود.

4- «آقازاده» نبود اما خیلی‌ها «آقازاده» صدایش می‌كردند. از بس كه به «امام» علاقه داشت. دلباخته امام خمینی(ره) بود. به طرز خاصی امام را «آقا» صدا می‌زد. اصلاً به خاطر عشق به امام و مبارزه با رژیم طاغوت بود كه در آلمان درس و مشق را رها كرد و به سوریه و فلسطین رفت و شیوه مبارزه آموخت و در ادامه برای دیدار با امام سر از پاریس درآورد. پس از آشنایی با امام عزمش برای مبارزه بیشتر شد. درس و مشق را برای همیشه به امان خدا رها كرد و شد فدایی امام.

5- می‌گفت: «باید فردی پرتلاش و خستگی‌ناپذیر باشید» خودش همینطور بود. نستوه و خستگی‌ناپذیر. خستگی را حس نمی‌كرد. در جبهه با خستگی خداحافظی كرده بود. خواب و خوراك نداشت. «مرد» خواب را به چشم‌هایش حرام كرده بود. با خواب هم در جنگ بود انگار. به خاطر همین، چشم‌هایش همیشه قرمز بود. سفیدی نداشت چشم‌هایش. از فرط بی‌خوابی بارها مویرگ چشم‌هایش ترك برمی‌داشت و رنگ خون می‌گرفت. شفق‌گون بود چشم‌هایش، سرخ و خونرگ!

6- «آقا مهدی» تنها برادرش نبود. استادش بود و پیر و مرادش و بیشتر از همه یار و همراهش، به همین خاطر بود كه علاقه‌اش به آقا مهدی زبانزد و خاص و عام بود. حمید، الفبای زندگی و فوت و فن مبارزه و جهاد را از وی آموخته بود و به او ایمان داشت. «جلوی آقا مهدی فقط یك جور می‌نشست. دو زانو! وقتی هم آقا مهدی نبود باز از اول تا آخر حرف او، مهدی بود.» می‌گفت: «به خدا شما او را نمی‌شناسید. عمر مفید من از وقتی كه رفتم پیش مهدی شروع می‌شود.»

7- ته‌تغاری بود اما همیشه سنت‌شكنی می‌كرد و بعضی وقت‌ها از آقا مهدی جلو می‌زد. با آنكه داداش «كوچیكه» بود اما زودتر از آقا مهدی تشكیل خانواده داد و همینطور با آنكه جانشین و تحت امر آقا مهدی در لشكر31 عاشورا بود اما از آقا مهدی سبقت گرفت و جلوتر زد و زودتر از او از دروازه شهادت گذشت و آسمانی شد. با شهادت حمید، آقا مهدی هم برادرش را از دست داد و هم جانشین لشكرش و هم یار و همراه همیشگی‌اش را. با این همه آقا مهدی گفت: «شهادت حمید یكی از الطاف الهی است كه شامل حال خانواده ما شده است.»

نوشته شده توسط میلاد نوروزی| |